تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 762

مساهمون:

ص٧٦٢
ابو سعيد مدارس و خوانق در آنمشهد مقدس ساخته در رساله سلطان ملك شاه سلجوقى آمده كه سلطان نوبتى از كوفه بمشهد مقدس ميرفت در راه منارى كج شده ديد نيمى از زمين برخاسته بود نيمى افتاده از حال آن پرسيد گفتند كه نوبتى امير المؤمنين على عليه السّلام از اينجا ميگذشت اين منار بجهة تواضع كج شد آنحضرت اشاره فرمود كه بايست همچنان بماند و عمارت مشهد حضرت امام حسين ( ع ) را نيز عضد الدوله ديلمى ساخت و بعد از آنكه متوكل عباسى آب در آن بسته بود و آب حيرت كرده آنزمين كه مدفن آنحضرتست خشك مانده متوكل بتخريب عمارتيكه مختصر بر سر آنحضرت ساخته بودند امر كرده بود سلطان اويس ايلكانى و پسرش سلطان حسين عمارتى عالى كه اكنون هست ترتيب دادند

بغداد

از اقليم سوم است و ام البلاد عراق و عرب و بر طرف دجله افتاده طولش ف ح و عرضش لح ى در زمان اكاسره در آنزمين به طرف غربى دجله قريهء كرخ نام شاپور ذو الاكتاف ساخت و بر طرف شرقى ديهى ساباطنام و انوشيروان در صحارى آنقريه باغى بنا نهاد موسوم بباغ داداسم و علم آنشهر المنصور باللّه ابو جعفر عبد اللّه بن محمد بن عبد اللّه عباس كه خليفه ثانى بود از خلفاى بنو عباس در سنه 149 بغداد را بنا كرد بطالع قوس و پسرش مهدى بجانب شرقى دار الخلافه ساخته بسيار عمارت كرد و هرون الرشيد در اتمام آن سعى نموده بمرتبه‌اى رسانيد كه طول عمارت آن چهار فرسنگ و عرض يك فرسنگ شد و المستظهر باللّه احمد بن مقتدى جانب شرقى را بارو كشيد و دور آن هيجده هزار گام بود و ميوهاى گرمسيرى مثل خرماى مختوم و انگور بهرزى نيكو مىباشد و پنبه و غله نيكو ميآيد چنانچه يكمن تخم يكصد من ريع ميدهد اما اكنون بسبب عدم التفات قياصرهء روم و فقدان همت اهل آنولايت اكثر آنولايت نامزروعست و نهرهاى قديم خراب و باير گشته و بدان سبب در آنجا گرانى روى نموده و با آنكه غله آنجا را از غايت قوت آنزمين تا نخورانند ريع نيكو ندهد و درخت گز بمرتبهء در آنزمين بلند مىشود كه دور ستونش دو گز مىباشد و آب دجله در اقصاى ديار روم و ارمن ميگذرد و آبها به دو ملحق ميگردد و چون از موصل بگذرد در اول ديار عراق آب النون كبرى كه گذر اسب بهيچوجه نميدهد به دو پيوندد و در زير واسط پنج نهر معتبر از او برميدارند چنانچه در دجله چندان آب نميماند كه كشتى در آن تواند رفت و چون بديه مطاره رسد فاضل آب نهرها با آب فرات كه از نسطايح هرون آيد به او پيوندد و آبهاى خوزستان