تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
آويخته بود و وقت معاودت كژدمها يافتم كه بر دامان ايشان چسبيده‌اند و آنسخن منكوحه را نزد رسول اللّه تقرير نمود آنحضرت فرمود هرگاه مهمان به خانه آيد رزق خويش همراه آورد و چون بيرون رود گناهان خداوند خانه را ببرد انصارى آنچه شنيده بود با زن بيان نمود عورت توبه نمود كه من بعد چون شوهرش مهمان به خانه آورد انكار ننمايد

حكايت : گويند نوبتى حضرت خضر عليه السّلام به زيارت يكى از اوليا آمده

با يكديگر صحبت ميداشتند در اين اثنا درويشى بمجلس درآمده بنشست آن بزرگ با او خطاب كرد كه تو كيستى و با ما چه نسبت دارى كه چنين بيمحابا آمده نزديك ما نشستى و سخن ما منقطع گردانيدى جواب داد كه من مردىام كه خدمت مشايخ بسيار كرده‌ام و بصحبت ايشان بوده‌ام و كمينه خدمت من آنست كه هفتصد كاسه نيم‌خوردهء درويشانرا ليسيده‌ام چون اينسخن از او صادر شد خضر غايب شد بعداز مدتى كه نوبت ديگر آن بزرگ را با آنحضرت اتفاق ملاقات افتاد پرسيد كه يا نبى اللّه سبب چه بود كه آن روز همان لحظه از من مفارقت فرمودى جواب داد كه آنمرد در تعريف خود گفت كه هفتصد كاسه درويشان ليسيده‌ام اگر يك درويش كاسه او ليسيده بودى فاضلتر بود از آنكه او صد هزار كاسه مىليسيد

حكايت : از ثقات روايت كرده‌اند كه نوبتى جمعى با حضرت امام حسن عليه السّلام به حج ميرفتند

روزى چنان اتفاق افتاد كه شترانى كه توشه بر آنها بار بود از پيش رفته بودند و ايشان گرسنه و تشنه شدند ناگاه خيمهء كهنه ديدند و زنى در آنجا نشسته بجانب خيمه توجه نمودند پيره زال ايشانرا استقبال نموده اكرام و احترام نمود و گوسفندى در كنج خيمه بسته داشت قدحى برده شير از او دوشيده نزد ايشان آورد و بر زبان راند كه اين گوسفند را ذبح كنيد و بجهة خود طعامى مهيا سازيد و ايشان بموجب سخن زال عمل نمودند و با او گفتند ما از قريشيم چون از مدينه مراجعت نمائيم پيش ما آى تا در حق تو احسان كنيم و چونروان شدند شوهر زال آمده گوسفند را نديد و از حالش پرسيد پيره‌زن صورت حال را بيان نمود شوهرش او را ملامت كرده گفت يك گوسفند داشتى آن را نيز بخورد قومى دادى كه ايشانرا نميشناسى زال جوابداد كه ميزبان آنباشد كه طعام به كسى دهد كه آن را نشناسد و بعد از اندك روزى زن و شوهر از شدت فقر و فاقه بمدينه رفتند و مرد مهياى هيزم‌كشى شد و معاش خود از آن ممر مهيا ميساختند روزى پيره‌زن بكوچهء از كوچهاى مدينه رفت ناگاه نظر كيميا خاصيت حضرت امام