تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
تو خدا را شو اگر خود همه عالم دريا است * به خدا گر سر موئى قدمت تر گردد

فصل هشتم از جزو اول در سيرتهاى ملوك و اخلاق سلاطين ماضى رحمهم اللّه

در مطالعهء سير حميدهء ملوك فوايد كثير مندرجست اما پادشاهان و ارباب فرمانرا به چند جهة اول مصالح كليه عالم برأى و رويت ايشان منوط است پس بر ايشان واجبست كه بر مآثر پسنديدهء ملوك ماضى واقف گشته در سوانح امور اقتدا بايشان كنند ديگر آنكه چون محاسن اخلاق و محامد اطوار و عدل و رأفت و رعيت‌پرورى و آنچه سبب ملك‌داريست بشنوند طبيعت ايشان ميل نمايد و اما اوساط الناس را بجهة آنكه ايشان نيز برأفت و مرحمت و حسن اخلاق و كمال اشفاق سلاطين مطلع شوند و با زيردستان خود به همان شيوه عمل نمايند
جزاى حسن عمل بين كه روزگار هنوز * خراب مى نكند بارگاه كسرى را
مقنع گويد كه در كتب حكما كه در خزانهء ملك فرس بود ديدم كه ملوك فرس بجهة ده خصلت كه از كيومرث يادگار دانستند بر ملوك و سلاطين جهان تفضل داشتند اول دختر خود را به بيگانگان نميدادند دوم آنكه دختر بيگانه نميخواستند سوم آنكه همه‌كس را بر سر خوان خود مىنشاندند و خود بر سر خوان كس نمىنشستند 4 آنكه چون در حق كسى انعامى مينمودند با مردم مشورت نميكردند 5 آنكه چون وعده مينمودند به آن وعده وفا ميكردند و هرگز از گفتهء خود برنمىگشتند 6 آنكه چون كسى را بعطائى مخصوص ميساختند هرساله آن مبلغ را بطريق ادرار و وظيفه بوى ميرساندند 7 آنكه بكردار زياده از گفتار بودند مصرع
به گفتن راست نايد كارها كردار ميبايد
- 8 هرگز آنمقدار شراب نميخوردند كه عقل ايشان زايل شود 9 آنكه مجرم را عقوبت نميكردند مگر وقتى كه سورت غضب ايشان فرونشستى دهم آنكه هرگز با اراذل و اوباش صحبت نميداشتند

حكايت : آورده‌اند كه يكى از خلفاى بنى عباس با وزير گفت

كه مرا از سير ملوك سلف حكايت گوى و مآثر و محامد سلاطين ماضى را تقرير نماى وزير گفت جمال دولت امير المؤمنين به حال خلود مزين در كتب سلف به نظر بنده رسيده كه در زمان جمشيد مرتبه و درجه ارجمند بسبب كثرت سن بود و پيران را تعظيم مينمودند