تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
حكومت نديده مسرعى بطلب او فرستاد و در سوم رمضان بطالع قوس او را بجرجان آورده بر تخت نشاندند آخر در قلعهء طبرك رى در شعبان سنه 387 وفات يافت

مجد الدوله ابو طالب رستم بن فخر الدوله

مادرش سيده دختر شيروين بن مرزبان بولايت مازندران صاحب اختيار ملك پسر گشت و تا او زنده بود مهم مجد الدوله رونقى تمام داشت و او چون در سنه 451 وفات يافت مجد الدوله را دماغ پريشان شد و هرج‌ومرج بولايت او راه يافته امرا فرمان او نمى - بردند بنابراين كس باستدعاى سلطان محمود فرستاده صباح دوشنبه شانزدهم جمادى الاول سنه 422 در قريهء دولاب رى نزول نمود مجد الدوله را با پسرش ابو دلف گرفته بخراسان فرستاد و ديگر از ايشان كسى نشان نداد و آن شعبه به او انتها يافت .

عضد الدوله ابو شجاع فنا خسرو بن حسن

نخست كسى كه در اسلام او را شهنشاه گفتند عضد الدوله بود و او بغايت فاضل و عالم و فضيلت‌پرور و صاحب توفيقى بوده است بعد از عم خود والى فارس گرديد و بعد از پدر مملكت معز - الدوله را به تصرف آورده امير الامراء بغداد شد و در روز دخول او به بغداد خليفه باستقبال بيرون آمد و خلفا پيشتر از او كسى را استقبال نكردندى و بر سر روضهء امير المؤمنين على و امام حسين عليهما السلام عمارات عالى طرح انداخته باتمام رسانيد و در بغداد دار الشفائى تعمير كرد و حصار مدينه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله را عمارت كرد و بند امير فارس هم از آثار اوست وفاتش در بغداد فى يوم الاثنين ثامن شوال سنه 372 به مرض صرع روى نمود گويند روزى سير بستانى ميكرد نزاهت آن ويرا خوش افتاده آرزوى بارانى كرد فى الفور باران باريدن گرفت عضد الدوله اين دو بيت بگفت :
ليس شرب الراح الا المطر * و غنا بما يجوز و فى الشجر عضد الدولة من سطوته * فلك الافلاك و علامات القدر
بعد از گستاخى نادم شده به مرض موت گرفتار گرديد و در حين نزع پيوسته اين آيه بر زبان جارى بود « ما اغنى عنى ماليه * هلك عنى سلطانيه » چند روزى واقعهء او را مخفى داشتند و در دار الاماره مدفون بود بعد از آن بموجب وصيتش او را در نجف اشرف در پهلوى مسجد جامعى كه بنا كرده معمار همت او است دفن كردند و در تاريخ هبوط مذكور است كه او به مرض صرع وفات يافت و در وقت نزع او وصيت كرد از مقبرهء او