است پس عماد الدوله امر كرد كه آن صندوقها را حاضر ساختند سيصد هزار دينار نقد و جنس بيرون آمد و بعداز اين لطايف غيبى خزاين و دفاين يعقوب ليث و عمرو ليث كه پادشاهان فارس و عراق و خراسان بودند و مقدار آن از حد و حصر بيرون بود بدست او افتاد كار او قوت تمام گرفته بيكبارگى بلوازم سلطنت قيام نمود حسن و احمد برادران خود را بجهانگيرى روا نداشت و خود شيراز را دار الملك خود ساخت تا آنكه در جمادى الاخر سنه 328 وفات يافت
حسن بن بويه الملقب بركن الدوله
بر اصفهان و كاشان و قم و قزوين و رى استيلا يافت و وشمگير همواره با او منازعت داشت تا آنكه در آخر عمر لشكر عظيم فراهم آورده ركن الدوله انديشهمند گشته در اين اثنا ناگاه در شكارگاه اسب وشمگير از گرازى رميده و او را بر زمين زده گراز او را بكشت و ابن عميد وزير ركن الدوله سرآمد فضلاى دهر بود در صدر فتحنامه كه به اطراف ميفرستاد اين عبارات را مىنوشت كه « الحمد للّه الذى يكفى بالوحوش عنا الجبوش » آخر در محرم سنه 366 ركن - الدوله وفات يافت و او سه پسر داشت عضد الدوله و مؤيد الدوله و فخر الدوله
معز الدوله احمد بن بويه
در وقت تسخير كرمان يكدستش را انداختند از اين جهة با قطع مشهور شد آخر كرمان و خوزستانرا در حيطهء تصرف درآورده ببغداد شتافت و منصب امير الامرائى آنجا به دو تعلق نموده بفرمودهء او در ربيع الاخر سنه 351 در كنار عمارات بغداد نوشتند « لعن اللّه معوية بن ابى سفيان و من غصب فاطمة عليها السلام فدكا و من اخرج العباس من الشورى و من نفى اباذر من الربذة و من منع دفن الحسن عند جده » و اقامة در صلوة در غدير خم در هيجدهم ذى حجه ادا كرد و در روز عاشورا تعزيت امام حسين عليه السّلام را او بنياد نهاد او و همگى آل بويه شيعهء آل امير المؤمنين على عليه السلام بودند و در آخر سيزدهم ربيع الاخر سنه 355 وفات يافت
عز الدين بختيار معز الدوله
عز الدوله را با ابن عم خود عضد الدوله مخاصمت افتاده در شوال سنه 366 در جنگ او اسير شده بقتل رسيد
ذكر مؤيد الدوله بن حسن
بفرموده برادر بزرگتر عضد الدوله قصد ولايت برادر خود فخر الدوله كرد و فخر الدوله پناه بقابوس برد و مؤيد الدوله جرجانرا تسخير نموده دار السلطنه ساخت آخر در سيزدهم شعبان سنه 363 به مرض خناق در آنجا فوت شد و نسبش منقرض گرديد
ذكر فخر الدوله على بن حسن
در قريهء از نيشابور بود و بعد از فوت مؤيد الدوله صاحب عباد غير از او كسى را مستحق