تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
لاجرم تركان آن پير مفسد را معزول ساختند و با او بيعت كردند

ذكر سلطنت سبكتكين

صاحب طبقات ناصرى از تاريخ ابو القاسم محمد حمارى نقل كرده كه چون يزدجرد شهريار در مرو كشته شد اولاد و اتباعش بتركستان افتادند و قصرهاى ايشان در آنديار برقرار است و با تركان پيوند كردند و چون بطنى چند بگذشت ترك شدند و سبكتكين بدين موجب بآنطايفه ميرسيد سبكتكين بن قراحق كه او را از كمال بهادرى قرا محكم گفتندى ابن قرا ارسلان بن قرا نعمان بن بايجان بن فيروز بن يزدجرد شهريار راقم حروف گويد كه صحت اين روايت بطبع سليم پوشيده است بالجمله در زمان عبد الملك ابن نوح سامانى تاجرى سبكتكين را ببخارا آورد چون البتكين آثار عقل و خرد در جبين او مشاهده كرد ويرا خريدارى نموده دختر خود را به او داد و اسمعيل بن سبكتكين بعداز فوت البتكين و عزل پير چنان كه گذشت با چتر مرصع و علم زرنگار به نماز جمعه آمدى و چون حكومتش قريب بيست سال گذشت در بلخ بيمار شده هواى غزنين كرد در راه بقريهء دردبوى در شعبان سنه 385 وفات يافت و او ملقب بناصر الدين بود و امير ناصر الدين سبكتكين در شدت و محنت صبور و در دين متعصب و غيور بود چنان كه از او روايت كرده‌اند كه گفت نوبتى بغزاى هند رفتم و چون ميان من وراى بزرك چيپال ملاقات واقع شده در برابر هم فرود آمديم روز ديگر ابتداى حرب كرديم و ايام محاربه امتداد يافته قحط به جائى رسيد كه از جو و گندم و ساير اطعمه در لشكر ما اثر نماند و از طرفى هم آوردن ممكن نبود امرا و لشكريان مضطر شده نزد من از بىقوتى شكايت كردند و در كارخانه و مطبخ من چند خروار آرد باقى مانده بود آن را بر مردم قسمت كردم چنان مقرر شد كه هرروز مردى بيك كف آرد قناعت كند در اين اثنا بخيمه درآمده روى بر زمين ماليده از حضرت رزاق على الاطلاق و بخشندهء بىمنت فرجى و مخلصى مسئلت نمودم ناگاه شخصى آمده گفت در اين نزديكى چشمه‌ايست كه هرگاه قاذورات در آن اندازند با دو صاعقه بمرتبهء ظاهر ميگردد كه مزيدى بر آن متصور نتوان نمود فى الفور كس به آنجا فرستادم تا قدرى نجاست در آنچشمه افكند در همان لحظه طوفان و صاعقهء عظيم ظاهر شد و سرما بحيثيتى روى نمود كه دست‌وپاى هنديان از كار و رفتار بازماند و چيپال رسولان فرستاده التماس مصالحه نمود مشروط آنكه هرچه از اسباب و اموال همراه داشته باشند با بيست زنجير فيل تسليم نمايند و امير سيف الدوله محمود بمصالحه رضا نميداد و