البتكين
غلام عبد الملك بن نوح سامانى بود بنابر قابليت و استعداد روزبروز درجهء او مىافزود تا امير عبد الملك او را والى خراسان گردانيد و چون عبد الملك هلاك بر ملك و حيات بر ممات اختيار نمود پسرش امير منصور در صغر سن بود امرا و اركان دولت سامان چنانچه مرقوم رقم كلك بيان گشت از البتكين استمزاج نمودند كه قابل سلطنت كيست او اسحق را بمنصور ترجيح نمود و چون امير منصور بدرجهء سلطنت رسيد خواست كه از البتكين انتقام كشد كس فرستاده او را ببخارا طلبيد و البتكين دانست كه اگر پيش منصور رود بجان امان نيابد لاجرم غلامان خود را جمع آورده با ايشان مشورت كرد ايشان جواب دادند كه ما بندگان توايم و از مقتضاى امرونهى تو بهيچوجه تخلف نخواهيم جست - هرچه فرمائى بجان فرمان بريم - البتكين بصوب غزنين در حركت آمده منصور ده هزار سوار بگرفتن او فرستاد و البتكين در دره تنك فرود آمده بود سپاه منصور دررسيدند او با هفتصد غلام خويش مسلح شده سر راه بر لشكر بخارا گرفت و چون آن محل مضيق بود و قلت و كثرت لشكر را در آنجا ترجيحى نبود سپاه منصور را كارى از پيش نرفته البتكين بغزنين شتافته در شنبه سيزدهم سنه 355 شهر و قلعهء بخارا جبرا و قهرا بگرفت و بعد از مدتى كه بحكومت آنجا اشتغال نمودند در بيستم شعبان سنه 359 وفات يافت
ذكر اسحق بن البتكين
بعداز پدر سرور غلامان شده ايشان كما ينبغى اطاعت او مينمودند و اسحق از غزنين ببخارا رفته سبكتكين را در آنسفر با خود برد و در غيبت امير منصور نشان ايالت غزنين بنام او صدور يافت و اسحق از بخارا مراجعت نموده بر ابو على غالب آمده غزنين را مسخر ساخت وفاتش در بيست و پنجم ذى قعده سنه 355 روى نمود و بعداز وى امير كه سرور حجاب و مقدم نواب البتكين سرور آنطايفه شد بعداز چندگاه متوجه قلعه كردين شد و در پاى حصار تيرى بر مقتل او آمده در شهور سنه 362 وفات يافت و بعداز وى به بشر كه غلام نامدار البتكين بود سردار تركان غزنين شد و چون او بشرب مدام و مصاحبت ساقيان سيماندام مشعوف بود پرواى ملكدارى ننمود حكومت بسبكتكين كه او نيز از مماليك البتكين بود قرار گرفت و در ايام حكومت او بر چيپال راى سند باغواى ابو على و كمك او بمحاصرهء غزنين آمده سبكتكين نهايت سعى در دفع او بجاى آورده