تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بود و ميدانست كه قول ايشانرا اعتماد نشايد بر سير مسارعت نموده بر مرو رسيد فايق و بيكتوران مضطرشده عبد الملك را از شهر بيرون آورده و در برابر محمود غازى فرود آمدند و چون قدرت بر مقاومت او نداشتند رسل و رسايل درميان انداخته طالب مصالحه گشتند محمود قبول نمود چونخواست كه مراجعت نمايد جمعى از سپاه بخارا از عقب اردوى محمود درآمده دست بتاراج دراز كردند محمود ازين حركت خشمناك شده عطف عنان كرده جماعتى را كه پاى از حد خود فراتر نهاده بودند سر از بدن جدا ساخت و ميمنه و ميسره آراسته به قصد بخارائيان بازايستاد و مخالفان نيز با حشم بيشمار بپاى اضطرار پيش رفتند نخجير هرچند چالاك بود در پيش صياد چالاك چه سنجد لاجرم باندك زمانى محمود ظفر يافته فايق و بيكتوران روى بفرار نهادند عبد الملك و فايق ببخارا رفتند و عاقبت ايلك خان بتحريك فايق منافق خام طمع در ملك سامانيان كرده و فايق بايلك خان منضم گشته باتفاق متوجه ببخارا شدند و در روز سه‌شنبه دهم ذيقعده سنه 389 در بخارا نزول كرده عبد الملك و برادرانش كه متوارى شده بودند پيدا كرده محبوس ساخت

ذكر اسمعيل بن نوح المكنى بابو ابراهيم و الملقب بمنتصر

از بند ايلك خان گريخته بقاياى سامانيان بر او جمع شدند و او را با گماشتگان سلطان محمود و ملازمان و امراى ايلك خان محاربات لا تعد و لا تحصى روى نمود و الحق در حق آن معارك داد مردى و مردانگى داده در اكثر اوقات با اندك مردمى با لشكرهاى گران در مقام انتقام آمده اما چون دو خصم قوى مانند سلطان محمود و ايلك خان بود و اقبال نيز مساعدت نمينمود كارش استقامتى نيافت در مدت هشت ماه چند نوبت ماوراء النهر را با مداد تركمانان غزن تسخير نمود و باز ايلك خان هجوم نموده آنولايت را بدست آورد و منتصر بخراسان افتاده ميان اعراب بنى بهيج رفت و آنجماعت باغواى ماه‌روى غلام سلطان محمود كه شحنهء آنجماعت بود آن پادشاه‌زاده شجاعت شعار را بقتل آوردند چون اينواقعه در ربيع الاول سنهء خمس و تسعين و ثلاثمأه روى نمود بعرض سلطانمحمود رسيد ماه‌روى سياه‌رويرا بقتل آورد و فرمانداد تا آن قبيله را قتل‌عام كردند و كوكب دولت سامانيان غروب نموده آفتاب دولت سبكتكينيان كه غلام و غلام‌زادگان ايشان بودند از افق جاه‌وجلال طلوع يافت

ذكر سلطنت اولاد سبكتكين كه ايشانرا ملوك غزنويه گويند

سبكتكين غلام البتكين بود و