تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
دولت امير نوح در اطراف ولايات ماوراء النهر جرجان و سيستان فتنها روى نمود و ابو الحسن عتبى كشته شده امير نوح را با مخالفان چندين كرت محاربات و مكاوحات اتفاق افتاد و آخر الامر بيمن شجاعت سبكتكين و پسرش محمود بعضى از آن فتنها ساكن شد و آخر امير على سيمجور و موفق كه ماده فتنه و فساد بودند مأخوذ و مغلول شدند در ماه رجب سنه 389 امير نوح بعالم آخرت شتافت لقبش امير رضى بود مدت دولتش بيست و دو سال و ازجمله معاصران امير نوح دقيقى شاعر بود و در مدح او اشعار نظم مينمود

ذكر سلطنت منصور بن نوح

بعداز وفات نوح بن منصور جمهور اعيان بخارا بسلطنت منصور اتفاق كردند و او را برتخت نشاندند و امير منصور اموال موفور بعساكر قسمت نموده منصب سردارى سپاه به بيكتوران ارزانى داشت و چون ايلك خان خبر فوت نوح شنيد از آنجا روانشد و منصور از اين جهة هراسان شد از آب آمويه بگذشت و فايق ببخارا آمده چنان ظاهر ساخت كه بنابر رعايت نمك سامانيان به يارى منصور آمده‌ام و اكابر بخارا در اين باب از او عهدنامه گرفته و در اين اثنا سيف الدوله قاصدان نزد منصور فرستاده طلب منصب موروث نمود رسول بىنيل مرام مراجعت نموده محمود نوبتى ديگر ابو الحسن حمولى را با تحفه و تبركات جهة همان مهم فرستاد و چون ابو الحسن در آنكار دخل كرده از سفارت خود فراموش نمود محمود ازين غضبناك گشته لشكر به نيشابور كشيد و بيكتورانرا از اينديار گريزانيد چون منصور اينخبر را شنيد بعزم محاربهء محمود روانشد و محمود ملاحظهء حقوق ولينعمت - زادهء خود كرده نيشابور را گذارده بمرغاب رفت و در اين اثنا بيكتوران وفايق فى اواسط صفر در سنه 389 طوى طرح انداخته منصور را بدانجانب طلبيدند و آن شاهزادهء بيچاره را گرفته ميل كشيدند مدت سلطنتش يكسال و هفت ماه بود ابو المظفر عيسى وزيرش بود

ذكر حكومت عبد الملك بن نوح

چون ديدهء دولت منصور بميل بيوفائى نابينا شد فايق بيكتوران و برادرش را كه در صغر سن بود بپادشاهى بر داشتند و محمود غزنوى از استماع اين حركت ناشايست متأثر شد و با سپاهى وافر عزم انتقام نمود وفايق و بيكتوران از اين حال خبر يافته رسولان زبان‌دان پيش او فرستاده اظهار اطاعت كردند و عذر تقصيرات ماضى خواستند و متقبل شدند كه در مستقبل بخلاف آن عمل نمايند و بنابرآنكه سيف الدوله از تزوير و حيل واقف