نمود
ذكر ابو الفارس عبد الملك بن نوح سامانى
بعداز امير نوح بكر بن مالك كمر اهتمام برميان بست تا امير عبد الملك بر مسند سلطنت نشست و در اوايل دولت خود عبد الملك بن البتكين كه از مرتبه ملازمت بامارت رسيده بود بحكومت خراسان سرافراز ساخت و البتكين در آن ولايت باندك زمانى مال و جهات بسيار و توابع و لواحق بيشمار جمع كرده در سنه 351 امير عبد الملك درحين گوىباختن از اسب افتاده از مركب جان پياده گشت سلطنتش هفت سال و كسرى بوده او را در زمان پادشاهى امير مؤيد و بعداز فوت امير موفق خواندند
ذكر ابو صالح منصور بن نوح سامانى
اكثر ارباب اخبار منصور را ولد نوح بن نصر شمردهاند و اما از كلام حمد اللّه مستوفى چنان مستفاد ميگردد كه امير منصور پسر عبد الملك بن نوح بوده بهرتقدير چون عبد الملك هلك بر ملك اختيار نمود امرا قاصدى پيش البتكين كه در خراسان مكنت بينهايت پيدا كرده بود فرستادند تا استمزاج نمايند كه شايسته سلطنت از اولاد سامان كيست البتكين رسول را گفت كه منصور جوانست و سزاوار اين كار عم اوست و قبلاز مراجعت قاصد امرا و اركان دولت بر سلطنت منصور اتفاق نموده بودند و چون بر مسند فرماندهى متمكن گشت البتكين را ببخارا طلب داشت و البتكين از وى متوهم شد بقدم اطاعت پيش نيامد بلكه با سه هزار نفر غلامان خاصه خود بصوب غزنين شتافت و آنولايت را مسخر ساخت و امير منصور اين خبر شنيده ابو الحسن محمد بن ابراهيم سيمجور دوانى را بحكومت خراسان فرستاد و ابو الحسن سيمجور بموجب فرموده لشكر بر سر ركن الدوله برده ميان ايشان مصالحه بوقوع انجاميد مقرر آنكه هرسال ركن الدوله پنجاه هزار دينار بخزانه امير منصور درآورد و امير منصور در يازدهم شهر رجب سنه 366 وفات يافت مدت سلطنتش يازده سال بود و او را امير سديد ميگفتند و وزير امير سديد ابو على بن محمد بلعمى كه مترجم تاريخ طبريست بود
ذكر ابو القاسم نوح بن منصور
چون طاير روح منصور بن نوح بمرغزار عقبى پرواز كرد باتفاق اعيان بخارا نوح بن منصور روى بضبط ممالك آورده منصب وزارت را با ابو الحسن عتبى كه جهان فضل و هنر بود مسلم داشت در اوايل سلطنت امير نوح البتكين در غزنين وفات يافت غلامش سبكتكين رايت سلطنت بر افراشت و در سنه 366 ملك بيستون كه بعداز وفات پدر خود در جرجان بر تخت ايالت نشسته فوت شده برادرش قابوس بسرانجام امور مملكت اشتغال نموده و در ايام