هشت سال و زمان سلطنتش سى سال بود وزيرش ابو عبد اللّه محمد بن احمد بود و رودكى شاعر تربيت يافته اوست
ذكر امير جمشيد نوح بن امير حميد نوح بن احمد
امير نصر در زمان حيات خود منصب وليعهدى را بپسر خود امير نوح مفوض گردانيده بود و امير احمد ابو الفضل محمد بن احمد الحاكم را وزير ساخت و اين وزير بىتدبير باندك چيزى با امراء عظام مناقشه مينمود بنابراين ابو على محمد بن محتاج و بعضى ديگر از اعيان ملك نسبت بامير نوح در مقام مخالفت آمدند مفصل اين اجمال آنكه امير نوح شنيد كه ركن الدوله ديلمى ملك رى را تسخير نموده بنابرآن على بن احمد محتاج را كه از اكابر امراء بود با سپاه بلاانتها بدانجا فرستاد و ابو - على بركن الدوله رسيده جمعى از كردان كه داخل سپاه خراسان بودند بركن الدوله پيوستند بدينجهة لشكر ابو على منهزم شده بخراسان آمدند و در نيشابور وشمگير بن بن زياد از نزد ابو نوح آمده حكمى بابو على رسانيد كه حسن فيروز انرا از جرجان بيرون كرده وشمگير برادر او را در آنديار بنشاند و ابو على امتثال مثال ننموده ابراهيم بن احمد بن اسمعيل كه در نيشابور بود بپادشاهى برداشت و بمخالفت ابو نوح مبادرت نمود در اين اثنا امراى بخارا بامير نوح رسانيدند كه ابو على عاصى گشته وزير مبلغى از مرسومان ما بازگرفته اگر او را بدست ما ندهى بملازمت عمت ابراهيم رويم و امير نوح عاجز شده وزير را بامرا سپرد تا كشتند مقارن حال ابو على بمرو نزديك رسيده اكثر سپاه از امير نوح جدا شده بابراهيم پيوستند و امير نوح بكشتى نشسته بسمرقند گريخت و ابو على ببخارا گريخته بعداز چند روز بواسطه سخن مفسدان ابو على از ابراهيم بدگمان شده بتركستان رفت و ابراهيم از ضبط امور سلطنت عاجز آمده امير نوح متوجه بخارا شد و بين الجانبين صلح روى نمود مقرر آنكه نوح پادشاه و ابراهيم لشكركش باشد و هردو امير بهم پيوسته روى بابو على نهادند و ابو على بضرب تيغ هردو پادشاه گريزانيده و ببخارا آمد و برادر امير نوح محمد بن نصر را بپادشاهى برداشت و از امير نوح گريزان شده رفت و امير نوح بارديگر بدار الملك آمده عم خود ابراهيم و طغان حاجب را بقتل آورده برادران خويش را ميل كشيد و ميان او و ابو على رسل و رسايل درميان آمده گناه ابو على را عفو كرده ابو على به خدمت مبادرت نمود مدت سلطنت امير نوح سيزده سال بود وفاتش در ربيع الاخر سنه 342 روى