تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ميداشت و در سنه 538 در جنگى كه در ميان سنجر و قراختاى واقعشد آثار جلادت بتقديم رسانيد و در آخر گرفتار شد و بعد از آن خلاص در سنه 559 وفات يافت عمرش زياده از صد سال و مدت ملكش هشتاد سال بود ملك شمس الدين محمد تاج الدين ابو الفضل بعد از پدر بجاى او بنشست و بغايت بيباك بود چنان كه در يكروز سيزده برادر خود را بكشت و برادر ديگرش عز الملوك را ميل كشيد و آخر فوجى با خواهرش اتفاق نمودند و او را بكشتند

ذكر ملك تاج الدين عزب بن عز الملوك

باوجود پدر مكحول او را بر تخت نشاندند و آخر از بسيارى عمر صد و بيست سالگى فى سنه 611 درگذشت و پسرش ملك ناصر الدين بولايت او والى بود از جهة آنكه پدرش معمر شده چندگاه كر بود و هم در زمان پدر فوت گرديد ملك يمين الدين بهرام شاه بن ناصر الدين هم در حيات جد بعد از پدر متصدى امر حكومت گرديد مكررا لشكر بر سر ملاحده بقاين برد بنابراين فدائيان او را در روز جمعه سنه 680 بكشتند و ابو نصر فراهى صاحب نصاب در مدح او قطعهء گفته :
شه نيمروزى و در روز ملكت * خجسته هنوز اول بامداد است
ملك ناصر الدين بهرام شاه بعد از پدر والى شده در آنوقت برادرش ركن الدين در بند بود از قيد خلاص شده در حرب با برادر غالب آمد اما بارديگر ملك ناصر الدين با او محاربه نموده فايق آمد و آخر در اوايل فترت مغول هردو برادر بر دست مغولان كشته شده هرج‌ومرج به حال آنديار راه يافته چند روزى شهاب الدين محمود ولد ملك ناصر الدين كه از خوارزمشاهيه بود حاكم گشت و او نيز بر دست مغول بقتل آمد و آخر حكومت آنجا بملك قطب الدين رسيده و او معاصر امير تيمور گوركان بود و بعد از او ملكشاه يحيى و ملكشاه محمود پسرش كه معاصر سلطان ابو سعيد و سلطان حسين ميرزاى بايقرا بودند حاكم شدند و آخر سيستان متعلق بديوان حضرت سادات عاليات سلطان ابو المظفر شاه اسمعيل و خاقان جمجاه شاه طهماسب شد .

ذكر شمهء از احوال ملوك سامانى

باتفاق مورخان بنى سامان نه نفرند و اين رباعى مشتمل بر اسامى ايشانست :
نه تن بودند ز آل سامان مشهور * هريك بامارت خراسان مذكور اسمعيل و احمد است و ابن نصرى * دو نوح و دو عبد الملك و دو منصور