تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
نمايند و از جهة ايشان نان و گوشت و اصناف فواكه و غذا و انواع حلاوت و غير ذلك مقرر كرده و توليت ابواب البر را در كف كفايت مؤيد الدين ابو طالب علقمى نهاد و مدت خلافت مستظهر شانزده سال و دو ماه و هفت روز بود و در سنه اربع و اربعين و خمسمائه وفات يافت

ذكر المستعصم بالله عبد الواحد بن مستنصر باللّه

او ولد بيست و پنجم است و خليفه سى و هفتم از اولاد عباس بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مستعصم بتجبر و تكبر و كثرت اموال و نفايس جواهر و غيره از ساير خلفا ممتاز و مستثنى بود و از ملوك اطراف و سلاطين اكناف و اكابر و معارف هيچكس را در حضرت او بار نبود و در آستانه دار الخلافه قطعهء سنك برنك حجر الاسود انداخته بودند و از پيش طاق قصر آستينى از اطلس سياه بر روى افكندى مردم هركه به آنجا ميرسيد آنسنگ را ميبوسيد و آنجامه را مانند جامه كعبه بر ديده ميماليد و چون سوار شدى طيلسان سياه بر صورت افكندى مردم بر گذار او غرفها و منظرها ساخته بودند و در روز سوارى او آنها را بكرايه ميدادند نوبتى حساب اجارهء آنها را ميكردند هزار مثقال طلا برآمد گويند چهل هزار سوار از ديوان خليفه علوفه ميخوردند سواى عساكرى كه در عهده ضبط امراء و اركان دولت بودند و مستعصم وزارت خود را بابن علقمى تفويض نموده بود نوبتى ميان ساكنان محله كرخ بغداد كه شيعىمذهب بودند و ميان محله ديگر كه اهل سنت و جماعت بودند در روز عاشورا نزاعى بوقوع انجاميد و امير احمد ولد مستعصم جانب محله اهل سنت گرفته محله كرخ را غارت كرد و بسيارى از سادات بنى فاطمه را اسير كرده و دختران ايشانرا سر و پابرهنه بر اسبان نشانده در بازار بگردانيدند و ابن علقمى كه شيعىمذهب بود با خليفه گفت كه امير احمد نسبت به اولاد رسول اللّه صلى اللّه عليه و إله استخفافى چنين نمود التماس از امير المؤمنين آنكه او را منع فرمايد مستعصم بسخن وزير التفات نكرد و ابن علقمى در صدد استيصال آل عباس برآمده شنيد كه هلاكوخان ابن چنگيز خان از آب آمويه عبور كرده قلاع ملاحده تسخير بنابراين وزير با تزوير بعرض مستعصم رسانيد كه الحمد للّه و المنه امروز جميع حكام انام و سلاطين ايام داغ عبوديت و اخلاص امير المؤمنين بر جبين دارند و هرسال چندين زر و مال بىسببى در وجه سپاهيان مصروف ميگردد اگر امير المؤمنين فرمايد ايشانرا باشتغال اعمال فرستم تا هم مواجب ايشان بآنطايفه رسد و هم خزانه عامره را توفيرى حاصل آيد مستعصم از غايت