شده بعد از دو ماه خليفه از طول ايام محاربه و محاصره ملول شده با ابن علقمى مشورت نمود وزير با تزوير جوابداد كه صلاح درآنست كه ابواب نزاع و جدال مسدود ساخته دروازهاى بغداد را بگشائيم و سلسلهء مصالحه را حركت داده و مخدرهء از خاندان چنگيز خان بجهة خليفه در حباله زوجيت درآوريم تا بدين حيله و وسيله بار ديگر عقد خلافت و سلطنت انتظام يابد و مستعصم بكلمات واهى او فريفته شده با دو پسر ابو بكر و عبد الرحمن و جمعى كثير از علويان و عباسيان و فضلا و علما و اعيان ميان خوف و رجا از دروازهء بغداد بيرون آمده روى باردوى هلاكو نهاد چون بدرگاه خان رسيد او را با دو پسر او بار داده باقى را موقوف گردانيدند و همان لحظه آنطايفه را گردن زده رعد خروش بحر جوش روى بقتل و غارت آوردند و از كثرت كشتگان آب دجله خونناب گرديد گويند عدد مقتولان بغداد بهزار هزار و هشتصد هزار رسيد و تركى نايجونام به خانه يكى از معارف رفته چهل طفل رضيع بقتل رسانيد و آتش قهر و صاعقهء غضب چنان برافروخت كه اسواق و محلات و سور و قصور بغداد را پاك بسوخت و از آن همه نعمت اثرى نماند .
از روى ماه خرگهى ايوان همى بينم تهى * و ز قد آنسرو سهى خالى همى بينم چمن
بر جاى رطل و جام مى گوران نهادستند پى * بر جاى چنگ و ناى و نى آواز زاغست و زغن
گويند ايلخان روز جمعهء نهم صفر سنه 656 بدار الخلافه رفته امرا را طوى داده باحضار خليفه فرمان داد و چون حاضر گشت با او گفت تو ميزبانى و ما ميهمان آنچه درخور ما دارى بيار مستعصم اين را حقيقت انگاشته در آنحال چندان خوف و رعب در او استيلا داشت كه مفاتيح خزاين را نميشناخت فرمود تا قفلهاى ابواب خزاين را شكستند و دو هزار جامه و هزار دينار زر سرخ و مرصعآلات به نظر خان رسيد ايلخان التفاتى به آنها نكرده مجموع را بحاضران قسمت نمود و با خليفه خطاب كرد كه اموالى كه در ظاهر است از بندگان ما است اما از مخفيات بگو مستعصم اشاره بصحن سراى دار الخلافه كرده آنزمين را كندند صحنى مملو از سبيكههاى طلا يافتند هريك به وزن صد مثقال آنگاه خان در باب خليفه با خواص مشورت نموده ايشان گفتند اهل اسلام او را خليفه به حق ميدانند و بر نفوس و اموال خود حاكم مىشناسند و اگر از اينورطه خلاص شود يمكن كه از اطراف لشكر بر او پيوندند و استعداد حرب