تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
پيوندذ در خميذگى اندك و اين ستاره سيّم از قدر ششم كمترست و اين درست [ تر ] دارند كواكب ا از خارج خردكست از پس ج بر مقدار دو ارش ، ه و ز بر مثلّثى [ اند ] و سر شمالى نزديكتر ، [ ح ] از صورت و ب ج از خارج بر خطى مستقيم‌اند . عقرب : از صورت بيست و يك ، خارج سه [ و آن صورتى است معروف و مشهور ] ا [ ستاره‌ى ] شمالى [ ست ] از [ آن ] سه [ نيّركى ] بر سر [ ست ] و تا ب كمتر از دوارش است ج جنوبى ب در ميانه بر خطّى ادنى مايه مقوّس [ ند ] و پشت حدب سوى صورت عقرب دارذ و نيز بعضى اين را اكليل خوانند [ و اندر ميزان ياد كرديم ] ح نيّر سرخ بزرگ است و قلب عقرب گويند ( 460 ) هژدهم « 1 » [ از ] منازل قمر ز تا نيّر سرخ يك ارش باشذ بر كمتر يك ارش و بجنوب گراينده‌تر از نيّر قلب ح ط ى بر خطّى مقوّسند [ و ز ط با او بر خطّى مقوّسند ] و بر خميذگى نيّر باشذ ، يب از پس ط آيذ و ازو بر جنوب گرايذ ، يج يب بر عقدهء اوّل دنبالست يج در زير يب بر دوارش اويند و خرزه دوّم يد « 2 » يه بهم نزديك بر خرزه سوّم يو از پس يه بر بند چهارم « 3 » يز بر بند پنجم و از يو دوارش و نيم دورست بر شمال يط بر بند هفتم [ يح ] از پس ششم سوى شمال و مغرب بر يك ارش ك كا دو ستاره‌اند روشن بر پهنا نهاذه ميانشان قدر يك ارش شوله است ، نوزدهم منازل قمر و ابره نيز گويند و از خارج ا از پس شوله روذ بند « 4 » مهرهء
هامش
( 1 ) . هژدهم ، با سه نقطه . ( 2 ) . نسخه اساس « يز » . ( 3 ) . نسخه اساس « يح چهارم » . ( 4 ) . نسخه اساس « بنده » .