ميانه نزديكتر نيّر ميان يز يح دو ارش باشذ و بعضى يز يط را نثره خوانند يازدهم منازل قمر ، و بعضى گويند ك كباند و اوّل درستتر ، كا ستارهء است روشن بزرگ هم بر پشت ظهر اسدست [ كه بر جنوب كد بر مقدار چهار ارش ] كز ستارهء است هم بر پشت اسد روشن ، ذنب اسد گويند و صرفه نيز [ گويند ] و از پس ك بوذ ، ك كب كح كى بر مؤخّرند با كد بفوارس دجاجه ماننده كنند و صرفه را بردف ، الّا آنك دورى ستارگان دجاجه [ بيشتر ] است و صرفه دوازدهم است از منازل قمر و در ميان ستارگان بسيارند كى در شمار نايد « 1 » و اوّل از ستارگان ك كب كج كد [ كى ] بر پشت ( 457 ) اسداند و به نزديكى چهارگانه بر گردن و دل باشند و دوّم ازو بر يك ارش دورى است و هردو در زير قفزهء اوّل از پيش هلبه . و از جمله ستارگان خارج ، و « 2 » ز ح بر نهاذ مثلّثىاند قايم زاويه ز در زاويه قايمه و هرسه را ضفيره « 3 » خوانند از بهر نزديكى بهم و بيكى جايگاه ، و به نزديكى دنبال اسد چهار ستارهاند مجتمع آن را خوشه دانند و سنبله بذان بازخوانند كى ستارگان بسيارند ، كز بر دنبال است و قنب اسد گويند ، اى « 4 » وعاء قضيبه و صرفه از بهر انصراف گرما نام نهاذهاند ، چون ديدار آيذ بامداذ [ از ] تحت شعاع و انصراف سرما چون به مغرب فرو شوذ و رقيب او طلوع كنذ و آن فرغ اوّل است .
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « ايذ » ، نسخه قاهره « كه در شمار نيست » .
( 2 ) . نسخه اساس « ه » .
( 3 ) . نسخه اساس « صفره » .
( 4 ) . اى - يعنى .