اى عطفية ، و عوّا البرد نيز خوانند كى چون پيذا آيذ « 1 » ، سرما در پيوندذ و دو ستاره كى بر پاى عوّااند رمح رامح خوانند و اين را از بهر آنچ با او سلاح نيست اعزل خوانند و گويند مولد پيغامبر عليه السّلام برين باشذ و غفر از بهر آن غفره گويند كى موى ( 459 ) دنبال شيرست و بمعنى پوشيذگى [ چنانك ] استغفر اللّه ، اى خواستم كى گناه او بپوشانم « 2 » و نيز از بهر آنك بر سر زبانا غفرست مانند كردند بمغفرى كى بر سر نهند .
ميزان : از صورت هشت [ ستارهاند ] خارج نه « 3 » ، ا جنوبى است از دو نيّر كى زبانا خوانند و بر كفه جنوبى باشذ ج در كفه ديگر زبانا شمالى است از نيش كژدم و در ميزانست ، شانزدهم منازل قمر ز از پس ح بجنوب گرايذ ج ح از صورت با [ ب ج ] بر خطّى مستقيماند از خارج ، امّا اكليل ، هفدهم [ از ] منازل قمر بعضى گويند [ آن ] سه ستارهاند [ كى ] بر سر كزدم « 4 » [ بوذ ] و بعضى گويند و ز ح اندر ميزان و بعضى گويند و « 5 » از صورت با ط از خارج و ستاره ديگر بذيشان
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « آمذ » .
( 2 ) . نسخه تهرانى « گناهان بپوشا برو نيز از بهر آنچ » ، نسخه قاهره « خواستم كه گناهان بپوشاند » .
( 3 ) . نسخه اساس « دو » .
( 4 ) . « كزدم » - « كژدم » .
( 5 ) . نسخه توبينگن و ملك و مجلس 2 « ح » .