تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
نيم و جنوبى بر دوارش و ستارگان پايها توأمان بر خطّى مقوّسند از پس ستارگان چهارگانه و هنعه در ميان ، و عرب گويند قوس جوزاست كى به ذراع اسد همىاندازذ ى بر ركبه باشذ از توأم مقدّم بر جنوب به مقدار يك ارش دورى يا بر جانب توأم دوّم و تا و ز برنهاذ مثلّثى متساوى ساقين است ( 455 ) يج بر جنوب و از پس يب بر مثلّثى متساوى ساقين سر اين ستاره و طول دوارش و نيم و يه از پس ابتدا بر مثلّثى با درازى و سر ى است بر سه ارش امّا هفت‌گانهء خارج ا از پيش يد آيذ كى پيش پاى توأم مقدّم است و ميانشان چهار ارش باشذ ب بر شمال ا در پيش ى بر سه ارش از ا و چهار ارش از ى د ه و بر خطّى مستقيم‌اند از پس يا يج ز از پس اين ستاره روذ و ميان غميصا [ ب ] كى بر سر توأم دوّم است و برين نزديكتر هم . « 1 » سرطان : بر صورت نه [ ستاره‌اند ] خارج ، چهار ، مقدّم صورت سوى مشرق و شمال دارذ و مؤخّر سوى مغرب و جنوب برابر « 2 » توأمين ، ا از ستارگان بر پار [ ه ] ى [ ابرست كى ] لطخه خوانند و چهار ستاره بذو فراز آمذه ، دو از پيش و دو از پس ، آن را نثره گويند و از مجسطى نام نثره معلف آيذ و امّا نثره نيز گويند و دوگانه ديگر را حمارين گويند و نثره ، هشتم منزلست از
هامش
( 1 ) . و در اينجا مطلبى از طلسمات بابليان آمده كه ظاهرا كاتب از خود اضافه كرده است و آن چنين است . « چون قمر در جوزا باشد و در آن وقت تثليث عطارد و مشترى ، شكل تنين را بر پوست سبز كشند و با خود دارند ، در شجاعت و هيبت و جاه و رفعت افزايد و اين از طلسمات بابليان است و بلاجورد كشند و زره وز ( وز با نقطه ؟ ) كنند . و اللّه اعلم » . ( 2 ) . نسخه‌هاى ديگر جز تهرانى « بر اثر » .