المراة المسلسلة [ و هى الّتى لم تر بعلا يسمى باليونانيه انداروميدا ] : مزاج زهره بيست [ و سه ] ستارهاند بر تن صورت و بيست ( 449 ) و سه « 1 » ، ستاره بيرون ، [ آن ستاره ] روشن است [ كى ] بر سر [ است كى آن را ] سرة « 2 » فرس خوانند و شمالى از فرغ دوّم و دست راست اين صورت بجانب شمالست بر زبر آن سه ستاره كى بر ناقه باشند و دست چپ سوى جنوب دارذ بر پشت ماهى شمالى آخر صورت [ هاى ] منطقة البروج [ ا ] ميان دو منكب است و آن ستاره ميانين روشن باشذ [ از پس نيّر روذ كى بر سرست ] از جملهء سهگانه ، ب شمالى است ازين سهگانه بر دوش راست و از ا يك ارش دورست ، ج جنوبى بر دوش « 3 » چپ مانند مثلّثى باشذ و از نيّر اوّل يك ارش دورى دارذ و با هردو منكب بر دوارش ، د « 4 » جنوبى است بر عضدست ه شمالى است بر كمتر از يك ارش ، و اندر ميانه است اندكى بمشرق گرايذ و ميان ه ح يك بذست باشذ و ميان ح ط يك ارش يب بر پهلوى چپ است و آن ستارهى است ] از پس سهگانه كى بر منكباند و نيّر جنوبى روشنتر از سهگانه [ كى ] بر ميان صورت [ است ] فرغ دوّم و جنب مسلسله و بطن الحوت خوانند يه نيّر بر پاى چپ رجل مسلسله است كا بر گردن ناقه باشذ ، ك بر ركبه است و با يز كى بر پاى راست بر مقدار دوارش ، كج متقدّم سهگانه است بر قدر سه ارش ( 450 ) و بر سر ناقه آيذ و از ز ح ط است [ و ] اندر ميان اين صورت دو سطر يافتند از ستارگان بر صورت ماهى بزرگ نزديكى [ زير ] سينهء ناقه بعضى از ستارگان اين صورت و بعضى از ستارگان حوت « 5 » منطقة البروج و ابتداء [ هردو ] سطر از لطخه سحابى است كى پيوسته باشذ ، با يد بر پهلوى راست [ است امّا ] سطر اوّل بر ا ب ج « 6 » خارج بگذرذ [ و يا ] بر [ جايگاه دنبال بود و سطر دوّم بر ] ستاره خرذك از سهگانه كى بر سرند و از سهگانه كى بر منكبند كى بدان « 7 » لطخه ( گويند ) و بر يد يج يب بگذرند و بعضى [ از ] عرب [ يه را ] عناقه الارض گويند و بعضى گويند [ كى ] عناق بر سر غول است ، و ماهى ديگرست در شكم
هامش
( 1 ) . منظور از « بيست و سه » آن است كه ستاره بيست و سوّمى بيرون از صورت است .
( 2 ) . نسخه اساس « نيزه » .
( 3 ) . نسخه اساس « بر دست » .
( 4 ) . نسخه توبينگن « د ه و سوى شمال گرايند ازين مثلّثه كى گفتيم »
( 5 ) . نسخه اساس « جنوب » .
( 6 ) . نسخه توبينگن و مجلس « ى » هم آمده است .
( 7 ) . نسخه اساس « بدار » .