ناقه خردتر از آن ديگر و ابتدا يك سطر [ آن ] يح يط باشذ و فراخ همىگردذ بتدريج [ تا شكم ماهى ] پس دنبال بكشذ تا بنزديك لطخهء سحابى كى بر معصم ثريّاست و سر بجانب شمال دارذ و دنبال بجانب جنوب و ستاره [ كج ] متقدّم [ ست ] سهگانه [ را ] بر پشت ناقه و آن بر حجفلهء اسبى است روشنتر و نيكوتر از فرس اعظم و نهاذ ستارگانرا شرحى داذه نيامذ از صورت معلوم كنذ امّا از صورت سر فرس بيايذ تا متن و آن يح از فرس اعظم است پس با و پيوندذ و دنبال از پس ستارگان دلفيناند . « 1 »
هامش
( 1 ) . در نسخه قاهره اين مطلب آمده است . « و دوروسوئوس ؟ ؟ ؟( Dorotheus )در اسباب طلسمات بيان فرموذه است كه چون آفتاب شمالى باشذ و مشترى راجع و مرّيخ در برج آبى چون قمر يه ك ا درجه برج ثور رسذ بساعت سعد بر لوحى از نقره . »