اكليل [ الشمالى و هو الفكه ] : مزاج زهره و عطارد هشت ستارهاند از صورت ، [ و ] عوام اين هشت ستاره را قصعهء مساكين خوانند [ و پارسيان ] كاسهء است شكسته ، از آنچ بذان مانذ كى كنارهء را و صلى درمىبايذ و رخنهء دارذ [ و آنچ روشنتر است از اين هشتگانه ] ا از ستارگان روشنترست منير فكّه خوانند و در نزديكى عصا [ ى ] عوّا باشذ و ستارهء ح بر كنارهء رخنه است .
جاثى على ركبته [ و الراقص ] : بر صورت بيست و هشت [ ستارهاند و ] خارج « 1 » يكى [ و ] صورت مردى است دستها كشيذه دارذ و دست راست سوى ستارگانى آورد [ ه ] مجتمع بر جنوب فكّه ، و آنست كى بر سر حيّه الحوّا « 2 » [ باشذ ] دست چپ سوى « 3 » ستارگان نسر واقع و پاى راست بر كرانهء عصا [ ى ] عوّا به مقدار دوارش و نيم و پاى چپ بر عوايد تنين و ستارهء ا بر سرست از پيش سر [ كى سر ] حوّا [ ست ] و رأس جاثى خوانند و كلب راعى نيز گويند ب بر دوش راست است و ب ج د بجانب جنوب مايلند ، مانند خطّى مستقيم و بر زبر ميانين كى بر بازوى راست است ستارهء است خرد و با آنچ بر مرفق است مثلّثىاند متساوى ساقين و سر اين كوكب يا يب يو بر جاى منطقة است از پهلوى چپ و با ستارگان منطقه گرايذ و [ زو ] فرو [ ذ ] آيذ بر نسق قوس يكديگر سوى ران [ چپ و ] چون « 4 » با يج « 5 » رسذ ، بكوكبى پيوندذ بجانب
هامش
( 1 ) . همه نسخهها « بيرون » احتمالا كاتب نسخه اساس « بيرون » را به « خارج » تغيير داده است .
( 2 ) . نسخه اساس « عوّاست » .
( 3 ) . نسخه اساس « نزديك » .
( 4 ) . نسخه اساس بجاى « چون » ، « جوزا » نوشته است .
( 5 ) . نسخه توبينگن « يح » .