تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
عوّا : [ يسمّى ] صنّاج و حارس شمال و بقّار نيز خوانند مزاج عطارد و زحل بيست و دو ستاره‌اند [ از صورت و ] خارج يكى نهاذ صورت مردى است بدست راست عصاى دارذ و از ابتدا از ميان [ بنات ] نعش كبرى و فكّه است ، ا نزديكترست بقائد ، پس ب ج و [ در زير اين هر سه ستاره ] د [ است و ] هر چهار را اولاد ضباع خوانند و بجانب شمال گرايذ ، ح بر نيمهء بالاى عصاست ط بر طرف عصا و اندكى بجانب شمال گرايذ ز ح ط [ مانند ] مثلّثى است منفرج زاويه اولاد سامى گويند و از پس آن يب يج يد يه بر [ مانند ] مربّعى خرد منحرف‌اند ميان فكّه و رامح و بفكّه نزديكتر يب بر طرف دست راستست يج يد بر معصم دست راست يا بر طرف عصا بر جاى بدست گرفتن و اين هر چهار بهم نزديكند يو ستارهءيست روشن ميان هفتم سماك رامح و تابع سماك [ خوانند ] و رايت سماك و راية فكّه خوانند ، و ك كب [ را ] رمح رامح [ و سماك رامح از صورت بيرون ] است سرخ خارج صورت از همه نيّرتر و بزرگتر سماك رامح است و حارس سما نيز گويند از بهر آنچ پيوسته [ ديدارى بوذ ] پيذا ستاره پيوندذ پس بجانب مغرب گرايذ و دو ستارهء ديگر و تا يه از صورت عذراست در زير ميزر و با آنچ بر ران راستست بر استقامتى روذ و سطرى ( 437 ) ديگرست بر جانب شمال و به چند ستاره پيوسته نزديكى كبد اسد و ستاره كى ساقست ، عرب اين را رامح خوانند و دو ستارهء ديگر را كى با اواند سلاح ، و هردو سماك سامى اسد و رامح بر ران راست .
روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 539 | شهمردان بن أبى الخير رازى / جليل اخوان زنجانى