بنات دب اكبر فروذ آيذ و آن چهار [ ستاره ] را كى بر سرند ا ب ج د [ سوّم روشنترست بر جايگاه چشم و جمله را ] عوايد « 1 » خوانند ، و ستارهء ا از آن جمله را قص ، و آن را كى در ميانست ربع و از پس اين [ چهار ستاره ] و ز [ ح ] بر گردن نهاذه است بر خطى راست [ و ] و بشمال گرايندهتر [ ست ] و ط بذيشان پيوندذ و مانند مثلّثى گردند [ و اين سهگانه قاعده بود ] پس از يج برگردند و با يز يه « 2 » مانند مثلّثى شوذ و از پس وى چهار ستارهاند بر مانند مربّعى مستطيل منحرف ، و از ميان كوكز « 3 » و [ تا ] فرقدين ( 435 ) و عوايد [ كى بر سرست ] مقدار يك قامت دورى دارذ و اين دو كوكب ميان عوايد و فرقديناند ، و چون [ فرقدين ] راست ايستاذه باشذ اين دوگان خفيه « 4 » نمايند و چون فرقدين خميده باشذ اين هردو راست نمايند [ و بر ] كز گرايذ مانند مثلّثى منفرج زاويه [ و ] با ستاره ل دورى قدر سه ارش باشذ و تا آخر صورت ( لا ) همين قدر [ و كمتر ] و از كه ، [ و كد را ذنبين خوانند و ك كا را اظفار الذنب و كز را دنح و هو ذكر الضباع ] قدر پنج ارش دورى است .
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « واد » ؟ ؟ ؟ .
( 2 ) . نسخههاى ديگر « يد يه » .
( 3 ) . نسخه توبينگن « كه كو » .
( 4 ) . نسخههاى ديگر « خفته » .