قيقاوس : مزاج زحل و مشترى ، بر صورت ، يازده ستاره ، خارج دو ، نهاذ اين صورت از ميان گر [ ا ] ييدن ، اوّل تنّين و ذات كرسى و جدى و نيّر [ كى بر ] دنبال دجاجه باشذ كى ردف خوانند و سر صورت بر كرانهء مجرّهء بزرگست و پايها [ ش ] با جدى بر [ نهاذ ] مثلّثى فراخ باشذ [ و ح بر بالاى اين دو ستاره است و بر نهاد مثلّثى فراخ ] ا بر پاى چپست كلب راعى خوانند ، ز د بر پهلوى راست بر سطرى باشذ و ميان هردو ، ران و همچنين ميان پاى و مجرّى « 1 » [ كى ] در ميان مثلّث است ستارگان خردند و عرب آن را شاو خوانند و اغنام و د را فرق ، ز را قرحه « 2 » و ز بر نهاذ مثلّثى فراخ باوّل پيوندذ و به آن ستاره كى سوى جنوب [ ست ] طول بيشتر دارذ ط ى يا « 3 » بر تن صورتند آخر ستارگان و اندر ايشان خميذگى است اندك ، ى جنوبى است از سهگانه و بر مجرّه [ اند و اين ستارگان ] ميان چهار ستاره مربّع مستطيلاند [ كى ] بر تن تنّين [ است ] و ميان ذنب دجاجه و چند ستاره بذيشان پيوندذ بر نهاذ دايرهء فراخ قدر خوانند امّا ستارهء دوگانه كى خارجند ( 436 ) يكى از جملهء سهگانه است كى بر كلاهند ، و ميان ستارهء كى بر دوش چپست ، و دوّم از پس او آيذ و اندر طرف مجرّه مقدار يك ارش دورى دارند .
هامش
( 1 ) . نسخه تهرانى و قاهره « جدى » .
( 2 ) . نسخه تهرانى « فرجه » .
( 3 ) . نسخه اساس « ز ا » .