ص 515 : و با هرك منازعت كنذ ، ظفر يابذ
ص 517 : عقار بذست آورذ و بناها نهذ و با هرك منازعت كنذ ، ظفر يابذ
بهكار بردن واژه « سگال »
ص 472 : انديشهء ضد بسيار كنذ و تدبيرهاء باطل سگالذ
ص 382 : مال جمع كنذ و تدبيرهاء نيك سگالذ
كاربرد واژه « چى » بجاى « چه »
ص 2 : چى بحقيقت آن وقت نكت بر اختصار و عملهاى آسان مفرد گردانند
ص 3 : چى خود نامهاى همى آيذ كى مستعمل شدست
ص 4 : و از بهر آن بلفظ پارسى كردم چى اندرين نوع بتازى بسيارست
ص 23 : چى از بامداد تا نماز پيشين همى فزايذ
ص 131 : چى جمله تنهء او ( ماه ) سياه است . « تنه ماه - جرم ماه ، التفهيم ، ص 79 و 80 تنه »
« اى » - يعنى
ص 8 : غرض آنست كه دو تو كنى اى دو چندان
ص 8 : و عملش آنست كى ابتدا از اوّل عددها كنى اى از آحاد
ص 9 : چنانك گفتيم پس يكى آخر مرتبهء زيرين اى هزار
ص 62 : خريفى اى پاييزى و اين بطبع كذخذايان بود
ص 63 : حمل و اسد و قوس كه نارىاند جامعه خواند اى گرد آينده
ص 63 : سرطان و عقرب و حوت كه مائىاند اخذه گويند اى گيرنده
ص 132 : در ميانه نقطهء شكل مخروط صنوبرى او ، اى چون شكر طبرزد