ص 513 : بيمارى و زيادتى مال و كارهاش پسنديذه بوذ
ص 517 : و با ايشان مخاصمه كنذ و كارهاش صواب باشذ
كاربرد « با » به جاى « ب »
ص 19 : و چون با نزديك آفتاب آيذ ، اجتماع خوانند
ص 20 : پنج روز دزديده با آن ماه ديگر برند
ص 49 : عيسى را جهودان بگرفتند كه با كوهى گريخته بود
ص 158 : اگر در برجهاى ماذه باشذ ، زن را تزويج كردن و با خويشتن گرفتن
ص 183 : سرخى با سپيذى گراينده . . .
ص 171 : چون قمر بر نظر دوستى طالع بوذ معنى نامه با خرّمى گرايذ
ص 171 : و رجوع با جايگاهى ديگر نبايذ كردن
ص 261 : تحويل سال با دست آوردن
ص 404 : لونش سپيذ باشذ و با شكل گردى گرايذ
ص 462 : بندگى و چاكرى كنذ و مردم با او خندند
ص 510 : از جايگاهى بيفتذ ، لكن با سلامت بوذ
« ش » به جاى « ژ » و « ژ » بجاى « ج »
ص 5 : هر آنگه كى اندر عمل كژى افتذ احكام باطل گردذ
ص 132 : مسئله هژدهم ( نسخهء قاهره ص 39 و ص 69 هشدهم )
ص 140 : و باشگونه بگردان با نظير جز آفتاب بر افق مشرق نهى . . .
ص 175 : اگر بخلاف اين بوذ حكم بر باشگونگى بايذ كردن
كاربرد مشتقاتى از واژهء « راست »
ص 108 : در زير او بر راستى سوّم ستارهايست كه صدر الدجاجه خوانند
ص 108 : بر كرانهء مجرّه بزرگ بر راستى او ستارهايست