ص 159 : و شايذ كى هشتم اوست و لابدست صلاح ستارگان
ص 152 : موى گرفتن را ماه در برجهاء آبى شايذ
به كار بردن « در » و « اندر »
ص 2 : لكن اگر طبيبى سهوى كند اندر خون يكى شود و اگر اين سهو بر منجّم افتد . . .
ص 2 : از همه گرانى حذر كرده و عيبى ندانم كه اندر تأليف سخن آرايد
ص 2 : من چنان مشروح بگويم كى از اصل در باستاذ حاجت نيايد
ص 5 : به كار داشتن آنچ گفتيم اندر عملهاى نجومى
ص 10 : پس ديگر باره دو زبرين را اندر يك ضرب كرديم
ص 11 : اندر يكى ضرب كرديم ، هفت برفت و دو بماند
ص 22 : آنچ اختيار خواهى كردن اندر طول بجوى
ص 23 : دو جدول ديگر بود يكى اندر بر قمر نهاذه
ص 51 : نشايذ كه نان را چون خمير در باشد بخورند
ص 98 : دو ستاره اندر برجى باشد بنگرد تا عرض كذام را بيشتر است
ص 169 : بس خلل اندر افتذ از بهر ضعيفى ايشان را
ص 169 : به خداوند طالع پيوندذ و يا ستارهء كى اندر هبوط بوذ
ص 170 : و اگر هردو دليل پيوند كنند بستاره كى اندر هبوط بوذ
ص 190 : ما خود اندر جدول بر هريك نهاذهايم آسانى را
ص 319 : جايگاه آفتاب مقوّم اندر نيمروز
ص 320 : اندر عرض ستاره و ميل دوم درجه او نگه كن
ص 430 : شذن مرّيخ اندر احتراق براذران اندك باشند
ص 474 : اندر كارها آهستگى نكنذ و شتاب زدگى نمايذ
ص 549 : اندر نهاذ مثلّثى متساوى ساقين و هردو بر قاعده باشذ
ص 587 : اندر اعمال اين قدر كى توانستم راه آسانى نموذم