ص 305 : گرما صعب و باران اندك بود و آب چشمها بكاهد
ص 475 : اگر در اصل نيك حال بوذ از ذخيرها و چيزها قديم فايده يابذ
ص 505 : از علم و كتابت و نبشتها راحت يابذ
چگونگى به كار بردن « را » در جمله
ص 3 : و اگر كسى نقل كردى اين كتاب را باطل شذى
ص 6 : از بهر آسانى خواندن را ابتداء از آخر بايد كردن
ص 11 : نگاه دارند و از بهر آسانى را اگر خواهند عشرات ميزان آحاد گردانند
ص 28 : سفر و انتقال را مكروه است
ص 28 : عمارت ضياع را شايذ
ص 29 : عمارت زمينها و جويها كندن را نيكست
ص 29 : نيكست چهارپا خريدن را و عمارت بنا و ضياع را
ص 29 : نيكست عقدها و چهارپا خريدن را
ص 31 : انتقال را از جايگاهى بجايگاهى ديگر نيكست
ص 31 : گزيده است عمارت جويها را و جواهر و حلى خريدن را
ص 31 : خصومت و ابتداء كارها را نيكست
ص 32 : نيكست صيد كردن از آب و بر نشستن را
ص 33 : گزيده است خون گرفتن و سلاح اندوختن را
ص 35 : الّا سرّ كردن را با پيران نشايذ
ص 35 : خصومت را بذست و جوى كندن را
ص 36 : زن كرذن و معالجه و عمل نقاشى را نيكست
ص 36 : بنده خريذن و بگرمابه رفتن را نيكست
ص 36 : انبازى و تجارت و سفر را و الحان آموختن را نيكست
ص 38 : عمل نقش و تصاوير و كارهاء عطاردى را نيكست