تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
شعر
إنّ الأمور إذا دنت لزوالها * فعلامة الإدبار فيها تظهر
و اصحاب حقد و ارباب بغض سبب تسلّط غفلت و رسوخ ادبار فعل ، قصد قلع بنيان ممالك و تشويش مسالك كردند . و عقلا گفته‌اند كه : شرف عقل و عزّ تبحّر آنجا ظاهر شود كه مرد بارع به شهرى استقرار جويد و به طرفى استذرا نمايد كه سكّان آن منصف باشند ؛ و پادشاه عادل و اطبّا حاذق و قاضى از لوم لايم فارغ . در اين حال از ملك اين اوصاف حميد و آثار رشيد زايل شد ، و خلايق جاير و حكّام ظالم شدند ، از آنكه نظام عالم و انصاف مردم تابع نيّت پادشاه است . الملك كآلبحر [
a
29 ] تستمدّ منه الأنهار الصّغار ان كان عذبا عذبت و ان كان ملحا ملحت . چون نيّت پادشاه صافى شد و از درن طمع پاك ، از عنايت بارى تعالى توقّع سبوغ نعمت و سيوغ رفعت بايد داشت . اكنون كه ملك قبح سيرت ظاهر گردانيد و سماجت راى آشكارا كرد و از وصاياى پدر اعراض نمود ، و از عواقب امور و خواتم احوال غافل شد ، اقتضاى راى من آن است كه وصيّت پدر را مقتدى سازم و نجاحت و رجاحت خويش در آن دانم و عزم خراسان مصمّم گردانم . شعر
إذا كنت فى دار يسوءك أهلها * و لم تك مكبولا بها فتغرّب فانّ رسول اللّه لم يستقم له * بمكّة حال فآستقام بيثرب
و بعد از اين حضور آن محبّ صادق و وديد حاذق كه مشار اليه پدر او است ، مغنم سيادت و مجثم سعادت شناسم ؛ و سكّان اين نواحى و مقيمان اين ضواحى به حكم انعام از ما تأليف كتابى اقتراح كرده‌اند كه مطالعهء آن نزهت ضماير و روضهء خواطر ايشان باشد ؛ و ابواب خير را مفتاح و انواع شرّ را مانع . و ملك را نيز جهت تطاول مفسدان و تعدّى ظلمه موعظتى فرماييم . امّا تصنيف كتاب ما را سهل است ، و ليكن خاطرم از ايعاظ شهريار متنفّر
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 67 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور