باب مناظرهء ملكزاده با وزير برادرش
آوردهاند كه چون پسر مهين امور سلطنت و اهتمام مملكت را متقلّد شد ، و احكام جهاندارى و حلّ و عقد دولت را متكفّل گشت ، و اوامر و نواهى او در اقطار ممالك و اكناف مسالك نفاذ يافت ، اعوان دولت و اعيان حضرت مطاوعت را متأهّب و متابعت را متأوّب شدند ، و خواطر اصاغر و ضماير اكابر به ولا و هواى او مايل گشت ، و او خود را به شمول معدلت و وفور انصاف مشهور گردانيد ، و اعناق رجال و ارداف اقيال را در ربقهء طاعت و مشايعت كشيد ، و خلايق از انصاف او قرين رفاهت و نباهت شدند .
شعر
يقرّ له بالفضل من لا يودّه * و يقضى له بالسّعد من لا ينجّم
بر عادت مستمر ملك را به وزير حاذق و قهرمان صادق ، افتفار افتاد .
شخصى بود به فيض نفاق معروف و به غايت خداع موصوف . شغل وزارت را تقلّد نمود . چون آن مهمّ عظيم و امر فخيم به دو مفوّض گشت ، و حلّ و عقد دولت به راى سقيم و فكر نامستقيم او تسليم افتاد ، آن غاشم بىدين و ظالم بىتمكين متصرّف احوال و متعرّف اشغال شد ، ابواب تعدّى بگشاد و راه [
b
27 ] انصاف و