تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢
عوادى : جمع عاديه . « عاديه » به معناى جماعت جنگجويان ، و صف مقدّم پيادگان ، و يا سواركاران . ص 113 عوادى : جمع عايد ، به معناى « ستم و بدى » « اصحاب عوادى » يعنى ستمگران يا شريران . ص 16 عوادى : جمع عاديه ، ناملايمات ، موانع ، سختيها . ص 398 عوادى : جمع عاديه ، ضررها ، زيانها ، عواقب سوء . ص 27 عوارف معارف : « عوارف » جمع عارفه به معناى « احسان ، عطيّه ، دهش » است . « معارف » به معناى « چهره ، وجوه » كنايه از بزرگان است . پس « عوارف معارف » يعنى عطاياى بزرگان . معناى سر راست اين تركيب در زبان عربى همين است . اما چنان‌كه از سياق عبارت متن كتاب برمىآيد ظاهرا غازى ملطيوى آن را به معناى « شناخت فضايل » به كار برده است . عوانس : جمع عانس ، دختر ترشيده . عوايد فوايد : نكته‌هاى سودمند ، مطالب مفيد . عوض شبعت يك روز : در مقابل سيرى يك روز . غارب اغتراب : شكل كامل مصدر « بر غارب اغتراب نشستن » است . « غارب » بخش ميان گردن و كوهان شتر است كه مهار شتر را روى آن مىاندازند . اغتراب يعنى از موطن بيرون آمدن ، سفر كردن . « بر غارب اغتراب نشستن » يعنى بار سفر بستن ، جلاى وطن كردن . غلّت : تشنگى ، عطش ، ص 147 غلّت : شدّت اندوه ، سوز عم ، ص 430 غمار : جمع غمر ، جامه‌هاى فراخ . ص 7 غمار : گروه ، توده ، انبوه . ص 30 فضّ : شكستن ، نقص كردن . ص 291 فضاضت ، ( ؟ ) فظاظت : بايد به صورت فطاظت نوشته شود حتما اگر در هر دو نسخه به صورت فضاضت آمده باشد . معناى فظاظت خشونت ، تندخويى ، درشت‌خويى . ففظاعت : شناعت ، زشتى . فهامت : معناى آن را درست نوشته‌ايد اما در متن ( صفحهء 444 ) نمىنشيند . فكر مىكنم اين واژه تصحيف شده و درست آن فدامت به معناى « گنگ‌زبانى ، ناتوانى در بيان مقصود » است و با فهاهت مترادف است .