سدّ رمق : بايد به صورت « سدّ رمق ساختن » بيايد و در معنا نوشته شود سدّ جوع كردن ، رفع گرسنگى كردن . در اصل كنايه از ادامهء حيات دادن ، زنده ماندن است .
سطوح : در صفحهء 423 وجود نداشت حذف شد . لابد همان سنوح است .
سواطع ايادى : در صفحهء 135 نبود نيكيهاى درخشان بهتر است .
شايم برق قدسى : « شايم » كسى است كه به برق آسمان نگاه مىكند تا مسير آن و محل ريزش باران را دريابد . بنابراين مراد از اين تعبير كسى است كه مراقب و جوياى رحمت عالم قدس است .
شجون : جمع شجن است . معانى اين واژه در فرهنگهاى لغت مناسب متن نيست .
به نظر مىآيد كه نويسنده « شجون » را در صفحهء 57 به معناى « ترفندها » به كار برده است و تعبير « شجون و مجون » در صفحات 334 و 435 كم و بيش به معناى « سخنان گونهگون ، لطايف الحيل » آمده است .
شخت خلقت : كوچكى و باريكى چثه
شراع : بادبان .
شراك بلا : دام بلا .
شرق : گلوگير شدن . ظاهرا در اينجا كنايه از غم و اندوه و ناگوارى است .
شزر : ذيل « سحل » معنى شده است .
شغف : عشق ، اشتياق .
شنّ : حمله ، هجوم .
شنائت : كينه ، دشمنى .
شنوءت : نفرت ، كينهتوزى .
شوارد : جمع شارده ، نوادر « شوارد فضيلت » يعنى فضيلتهاى نادر و كمياب . صص 148 ، 165 ، 277
شوارد اخبار ملوك : نوادر و غرايب سرگذشت پادشاهان .
شوب : آميزه ، آلايش به ذيل « روب » نگاه شود .
شهور : به نظر مىآيد كه نويسنده آن را به معناى « فضيحت و رسوايى » به كار برده است .
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 840
مساهمون: محمد غازي ملطيوي
ص٨٤٠