تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
صبوت : به معناى « خامى و نادانى دوران جوانى » هم هست . صحيفهء امتهان : نامهء خوارى . صداى صدود : زنگار اعراض و رويگردانى . صدق قطا : راستگويى مرغ سنگ‌خوار . قطا در راستگويى مثل است . در امثال عربى آمده است « هو اصدق من القطا » صفع و رفع : صفع به معناى سيلى زدن است رفع به معناى شكايت كردن . صفع و رفع را در اينجا به معناى « دعوا و مرافعه » مىتوان گفت . صهوت : ترك ( اسب ) 362 ( شمارهء صفحه غلط بود ) صيقل تهذّب : تشبيه صريح است يعنى تهذيب يافتن پاك شدن ، به صيقل تشبيه شده است . جملهء « صوادم دهر او را صيقل تهذّب داد » يعنى حوادث روزگار همچون صيقلى او را پاك و مهذّب كرد . ضافى : سرشار . ضرم : شدّت ، حرارت ، آتش . ضفو : فراخى « صفو مدارع دولت » يعنى « فراخى جامه‌هاى دولت » . ضواحى : جمع ضاحيه ، نواحى ، اطراف ، حومه . صص 67 ، 407 . ضير : زيان ، آسيب ، شر . ضيف : در صفحهء 435 نبود . به هرحال اگر همين واژه باشد ضيف يعنى مهمان . طيّب النّفس : آسوده‌دل ، آسوده خاطر . ظلامه : ستم ، ستمگرى . ظلمات ثلاث : تاريكيهاى سه‌گانه ، كنايه از تاريكى مشيمه و بطن و رحم است . عايم : شمارهء صفحه ندارد . عفارت : ظاهرا غازى ملطيوى اين واژه را همچون مصدر ثلاثى مجرّد به معناى « بر خاك افتادن ، در خاك غلتيدن ، خاكسار شدن ، ذايل شدن ، خوار شدن » به كار برده است نه « خبث و پليدى » . علوان : ؟ در صفحه 237 نيافتم شايد همان علون است كه خود به عنوان مدخل آمده است ؟