نبهى نام ؛
L
: نبهى نام . ص 372 ، س 13 :
L
: و بر مناصبت ؛ « اين » به دنبال « بر » افتاده .
ص 373 ، س 9 :
L , P
: . . . من راها ؛
P
: . . . من لماقى ،
L
: . . . من الماقى . اصلاح آقاى برگنيسى بر مبناى لسان العرب . ص 373 ، س 19 :
P
: كرامت فرمود . ص 373 ، س 24 :
P
: بر بسيط زمين . ص 374 ، س 11 :
L
: رسخ بليت ترحيض دهم .
ص 374 ، س 19 :
P
: با هيئتى عظيم . ص 374 ، س 23 :
L
: منبع تعجّب و مشرب تعصّب . ص 375 ، س 2 :
L
: متهلّب شد . در حاشيه نسخه آمده : ظ متلهب .
ص 375 ، س 6 :
L
: ذات و مخالفت جسم . ص 375 ، س 13 :
P
: قهر تواند كردن .
ص 375 ، س 20 :
L
: و به تحمّل نوايب . ص 375 ، س 22 :
P
: او را مضطر نگرداند .
ص 375 ، س 23 :
P
: و سيم جاى مصاف . ص 375 ، س 24 :
P
: صيانت توانند كردن . ص 376 ، س 1 :
P
: قيام توانند نمودن . ص 376 ، س 4 :
L , P
: اهواى او را به الها تقديم كند ، در هر دو نسخه : « الها » آمده ؛ به پيشنهاد آقاى برگنيسى « انها » آورديم . ص 376 ، س 12 :
L
: و از جلا خطيب ؛ بر سر آن « خطيب » به گونهء « خايب » اصلاح كرده ، و در حاشيه باز واژهء « خايب » را آورده است . ص 376 ، س 16 و 17 :
P
: و صلاح خود را بر نجاح تو ؛
L
: « را » ندارد . ص 376 ، س 17 :
L
:
بر نجاح تو ترجيح نهند ؛
P
: ترجيح ننهند . ص 377 ، س 5 و 6 :
P
: عبارت : « تو پياده معركه تنگ و حصين . . . تفويض فرمايى و سواران » را كاتب از قلم انداخته ، سپس در حاشيه نگاشته است . ص 377 ، س 9 :
P
: نصير ميمنه و مصير ميسره . ص 377 ، س 12 :
L
: معركهاى حصين اختيار كنى ؛ نسخهء
L
« حصين » را فاقد است .
ص 378 ، س 2 :
L
: بر تظفير هر دو طرف و تظهير هر دو جانب ؛ واژهء « تصفير » فقط نقطهء حرف « ف » دارد ، و واژهء « تظهير » فقط نقطهء حرف « ظ » ! ص 378 ، س 4 :
L
:
بىتوقف هجوم كنند ؛ « بى » از قلم افتاده . ص 378 ، س 13 :
P
: به آلت نفط و ديگر آلات . ص 378 ، س 24 :
L
: عبارت : « و صف منفصل آنگه . . . همه سوار باشند » را فاقد است ، از نسخهء
P
گرفته شد . ص 379 ، س 8 :
L
: يقين بفرماى دانستن .
ص 379 ، س 12 :
L
: شوايب نوايب بتراكم . ص 379 ، س 17 :
P
: بعفت بكمال .
ص 380 ، س 4 :
P
: در رصد بيستاد . ص 380 ، س 5 :
P
: بچگان او دم او را ؛ « او دم » را كاتب در حاشيه آورده . ص 380 ، س 13 :
P
: رهين تذلّل و قرين تبذّل ؛ « شد »