نگاشته شده . ص 363 ، س 23 :
P
: « و ليكن » به گونهاى نگاشته شده كه « وليك » خوانده مىشود . ص 363 ، س 19 :
P
: راى مبارك خود گردانيد . ص 364 ، س 21 :
P
: . . . الاعضاد نقرى . ص 364 ، س 21 و 22 :
P
: اوميد است . ص 365 ، س 6 و 7 :
P
:
خداوند خواهد بود . ص 365 ، س 16 :
L
: عبارت : « و يا كسانى كه مساعدت . . .
عزم مباينت كنند » از قلم افتاده است ، از نسخهء
P
برگرفتيم . ص 365 ، س 19 :
P
:
به تودّد مبدّل گردد . ص 365 ، س 20 :
L , P
: ان تعود الغصّه ، تصحيح از آقاى برگنيسى است . ص 366 ، س 6 و 7 :
L
: بنجشكى (
P
: گنجشكى ) در خانه آمد .
گربه او را بگرفت . (
P
: گرفت ) . ص 367 ، س 10 :
L
: پادشاه حازم . ص 368 ، س 11 :
L , P
: در هر دو نسخه بتصريح نخست « تعذيب » آورده ، سپس « تضريب » .
ص 368 ، س 23 :
L
: مبنيست بر آنكه ؛
P
: بتصريح : منبى است . ص 369 ، س 1 و 2 :
L
: اهمال حماست و اظهار عجز ؛ « اسباب » را پس از « اهمال » انداخته . ص 369 ، س 4 :
P
: مقاومت و توثب ؛ « توثب » به گونهاى است كه « ترثب » خوانده مىشود ؛
L
: مقاومت و توئب ؛ حرفهاى سوم و چهارم پاك بىنقطه است و ضبط آن ناخوانا ؛ ص 369 ، س 4 :
P
: ما را ارتياعى ممكن باشد ؛
L
: « را » نياورده ، و درست آن است .
ص 369 ، س 23 :
P
: شاه تركان . ص 370 ، س 9 :
P
: قضا به رضا غالب گشت .
ص 370 ، س 13 :
L
: اختلال آراى باز نمود ، « جمله » پس از « آراى » در اين نسخه نيامده . ص 371 ، س 1 :
P
: و سيم آنكه لشكر او . ص 371 ، س 8 تا 10 :
P
: « بر سرّا و ضرّاى ايشان وقوف يابد . . . و وقوف حاصل شد » - « بر قوّت و ضعف او عثور حاصل شد » ؛ و اين كاربرد « عثور » بسيار رواترست كه در يك عبارت « وقوف » دوبار به كار نمىرود ، غفلت از من است . ص 371 ، س 16 :
L
: بر اندام خدشهء ناخنى باشد ؛ « او » پس از « اندام » را انداخته . ص 371 ، س 16 :
L
: « نمايد » از جملهء « تهاونى » نمايد افتاده . ص 371 ، س 18 :
L
: رسول مندوب رسالت ؛ « كه » پس از « رسول » را نياورده . ص 371 ، س 19 :
P
: . . . بر غدد و عدد تو مطّلع و بر نفس و نفايس تو واقف و بر حال و عرض و عرض تو عارف ؛ به خوبى ديده مىشود كه روايت نسخهء
P
برترى گويا بر نسخهء
L
دارد و اين غفلت من است . ص 371 ، س 22 :
L
: اين چنان را كسان را فرستادن ( ؟ ) ص 371 ، س 22 :
P
: ضمير بر خير بچريد . ص 372 ، س 4 :
P
: و از مدّت مديد منظور مبرّات . ص 372 ، س 5 :
P
: