تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
فرايد آن ازهار ؛ « آن » در اين نسخه نيامده . ص 428 ، س 3 :
P
: آذربادگان . ص 429 ، س 6 :
L
: كه مكمن قديم همچون . ص 429 ، س 12 :
P
: نفع و دفع ضرّ خالى نه ، « نه » در اين نسخه از قلم افتاده . ص 429 ، س 17 :
L
: بحر زاخر و يمّ خصم است . ص 429 ، س 19 :
L
: اين جايگاه ؛ اين نسخه با نشانهء صح سپس در حاشيه در افزوده . ص 430 ، س 1 :
L
: مضرّت را انقاد نرود . ص 430 ، س 8 :
L
: صحبة الرقاع تغير . ص 430 ، س 20 :
L , P
: الويل اهون ، به تعليقات آقاى برگ‌نيسى بنگريد . ص 430 ، س 20 :
L , P
: . . . من العج ؛ آقاى برگ‌نيسى « ثج » را مناسب‌تر مىداند . ص 431 ، س 17 :
P
: و فوز مراد مردم ، بر سر و فوز « و » افزون را خط زده ؛
L
: و وفور مراد مردم . ص 434 ، س 5 :
L
: با عقاب بر من همين منوال رود ، « من » ظ زايد است . ص 434 ، س 11 :
L
: اگرچه عواصف مصطفى چراغها آمد . ص 434 ، س 13 :
P
: مستلين ياود . ص 434 ، س 17 :
L
: لدونت طبع و لونت خاطر . ص 435 ، س 3 :
P
: . . . صرع را ز ديبانه ؛ « ديبانه » واژه‌اى در « ديوانه » . ص 435 ، س 5 :
L
: مزاجى كه به ضيف الف يافت . ص 435 ، س 6 :
P
: همچنانك گوهرى شب افروز . ص 435 ، س 8 :
L
: كلف بسيار و صعب فراوان . ص 436 ، س 14 :
P
: با وى تودّدى مجازى و توحّدى مزوّر ، به گمان من اين استعمال بر ضبط
L
برترى دارد . ص 436 ، س 21 :
L , P
: اضطره السير الى العطن ؛ دگرگونى از آقاى برگ‌نيسى است ؛ هر دو نسخه اين‌گونه ضبط كرده‌اند . ص 437 ، س 20 :
P
: استراحت ياوم . ص 437 ،
P
: ايشان در اين مباحثه ؛ « ايشان » در پايان برگ و سربرگ است ، در نسخه مكرّر آمده . ص 437 ، س 18 :
P
: عبارت : « بود طواف در ديهها رفتى و جامه فروختى روزى به راهى » را در حاشيه آورده است . ص 437 ، س 22 و 23 :
P
: عبارت را پس و پيش آورده : چون سوار قوت عدو و غايت تگ اسب بديد . ص 438 ، س 13 :
P
: با تو همين رسد . ص 440 ، س 13 :
P
: اثناى دعوات و صميم عبادات . ص 440 ، س 13 :
P
: يكى را فرياد نام كنم . ص 440 ، س 14 :
P
: يكى را دزد گيرند . ص 440 ، س 16 :
P
: عبارت : « دزد از شره . . . صراخ و استصراخ ، را ندارد و در حاشيه آمده . ص 440 ، س 16 :
P
: « التقات ننمود » ندارد . ص 440 ، س 18 :
P
: آن نهضت را مىدانى . ص 441 ، س 8 :
P
: بعضى مميزانند . ص 441 ، س 13 :
P
: از غايت تهوّر ؛ بر سر « لهجت » خط كشيده و « تهوّر » را بر سر واژه