تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
و امّا آنكه سليم الرّاى باشد ، منع و بذل او نه به موقع باشد ، بستاند بىوجه ، بدهد بىاستحقاق . و تجرّع خشم نه در موضع خويش واجب دارد . و بىوقت تحمّل شدايد كند ، و خود را متقلّد منن خدم داند و راه منّت بر رعيّت مسدود گرداند . و وقت وقت نه در محلّ وجوب عفو فرمايد بىحقد ؛ و معايب رعيّت مستور دارد ، و جهت صلاح غير از صلاح خود اعراض نمايد و عذر خدم قبول كند ، و محمدت بر مال و احتمال اختيار كند و جهد و جهد خود بر كرامت و قسامت مبذول دارد . امّا آنكه خبيث الرّاى باشد ، اخلاق و علم او بغايت بدى بود چنان كه همه حسن او قبح باشد ، و به مردم به چشم حقارت نگرد ، و مال نزديك او عزيز بود ، و سخاوت او به ريا ملوّث باشد و قناعت او از غايت تكاسل بود و تواضع او از خوف باشد و اصطبار او از اضطرار ، و به لفظ مستحسن [
b
287 ] و به فعل مستقبح بود . و بسيار خسارت و تعب بر خود نهد تا ديگران را به خسران و خذلان اندازد ؛ وعدهء او وعدهء عرقوب بود ، و وعيد او به صدق مقرون . و دايم خاطر او مغرس حقد و مكمن عناد باشد و هميشه جاحد نعمت و حاسد خدمت بود . و تودّد را مؤثّر نشناسد و از تأهّب كسى به ابتغاى مرضات خود منّت ندارد . و توقّع دارد كه افعال ذميم او به گفتار لطيف نيك شود . و رعيّت و سپاهى را دايم در رعب و رهبت دارد ، و خطاى رعايا را غنيمت شناسد و راه استعذار مسدود دارد . و به طبع موذى و به اعتقاد معوّج باشد . و نفس او بيمار بود و بر رعيّت شوم . و از موجودات سه چيز دوست دارد : يكى نفس خود را و مال را ، و آن‌كس را كه در او فتنه باشد ؛ و جمله خلايق را دشمن دارد ، و گستاخ بود بر تقديم نفاق و حيل مذموم ؛ و اين رذيل‌ترين ملوك و لئيم‌ترين سلاطين باشد . و بدان‌كه ملوك چهار نوع‌اند : يك نوع از ايشان خير محض ؛ و يك نوع شرّ مجسّم ، و نوعى آن است كه خير او بر شرّ راجح باشد ، و نوعى آن است كه شرّ او بر خير راجح بود ؛ از آنكه در ايشان هم اجتهاد و هم اصابت راى بود ، و بعضى را
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 509 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور