تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
به مجرّد دولت قانع شود و از مجاهدت اعراض نمايد . و بدان اى ملك ! كه ملوك اقطار و سلاطين امصار چهار نوع‌اند : يكى از ايشان مصيب الرّاى است ؛ و دوم خبيث الرّاى ؛ و سيم سليم الرّاى ؛ و چهارم عالى الرّاى . امّا آنكه مصيب الرّاى باشد آن است كه بر سياست او علم غالب باشد نه اخلاق ؛ و خبيث الرّاى آن بود كه سياست او خلقى بود نه علمى ، و بر چنان راى بدى غالب بود نه علم . و سليم الرّاى ضد خبيث الرّاى باشد ، و آن‌چنان بود كه خلق او محمود و علم او به كمال بود . و عالى الرّاى آن بود كه اخلاق بر سياست او غالب باشد نه علم . و امّا آنكه اعمال و افعال او بر مقتضاى علم بود شعبهء حق الرّاى باشد ، از آنكه صيانت كند ازمان مهمّات و منفعت و مضرّت آن . و غرض از تصوّن اين محصورات مصالح عام بود ملحق به صلاح خويش . امّا به عيب فاحش ملوّث باشد ، از آنكه بدهد بىرضاى خود و منع كند بىهواى نفس ، و رقم حرمان بر احباب كشد و به ذلّ اخفاق ايشان را گرفتار كند ، و به منافع خود ارباب عناد و اصحاب فساد را مخصوص دارد . چون غضب استيلا ياود و به لهو مشغول شود ، و چون اوان لهو آيد خشم گيرد ، و به وقت استنامت خود را متعوب دارد و در هنگام تعب به رفاهت گرايد ؛ و در ترتيب هواى نفس استقلال نمايد ، و از محمدت و مذمّت مفتخر و مضطر نشود . [
a
287 ] و امّا آنكه عالى الرّاى بود ، افعال او بر مقدار اخلاق او باشد و صيانت كند اقوال و افعال را ، و تنوّق نمايد اندر منفعت و مضرّت ، و اندر فساد و صلاح خويش و از آن رعيّت . و در وعد و وعيد خود خلاف نكند ، و معفو را عقوبت نفرمايد و مستحقّ تعزير را عفو نفرمايد ؛ و قول و فعل خود را از خيانت صيانت واجب دارد ، و حقّ خود را مهمل نگذارد ، و ادحاض حقّ اغيار را جايز نشمرد ؛ و قواعد صدق و امانت ميان خلق و رعيّت ممهّد گرداند ؛ و آن فرمايد كه به انجاز خواهد رسانيد ، و فرمودهء خود را نقض روا ندارد . و جهد او مصروف بر حفظ سياست باشد ؛ و او را علم و اخلاق مستحسن بود .