تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
مثافنان سكّان حضرت جبروت شود ، ] كه هر صنف مردم را لايق حرفت و موافق رفعت مكانت باشد ، و درخور عادت و زهادت منزلت ، و سعادتى ديگر هست كه آن را كمال و جمال باشد كه هر شخص را كه آن بها حاصل آمد و آن ابها ميسّر شد ، آن را به جهد و جهد انتما ندهند و نه از وفور فضل و شمول علم شناسند ، بلكه از سبب طوالع و موهوب ازلى دانند . و بدان‌كه اندر خلقت آدمى استحباب محمدت و انقراف مذمّت مركّب است . نبينى كه چون طفل به حركات محبوب احماد رود ، او را استبشار فزايد ، و چون جهت خطايى تقريع رسد مكروب شود ، بىآنكه مضرّت آن منقصت داند و منفعت آن محمدت شناسد . پس مردم داهى و حصيف فطن خود را از لذّات مذموم صيانت كنند و نفس را به ترك شهوت متعوّد گردانند . شعر
و ما النّفس إلّا حيث يجعلها الفتى * فإن أطمعت تاقت و إلّا تسلّت
و لايق‌ترين خلايق كه اين اطراف را صيانت كنند ، سلاطين‌اند كه منفعت ايشان مفيد باشد و مضرّت ايشان مبيد ، و خير ايشان در اقطار طاير و آثار ايشان در افواه ساير . و هرگاه كه پادشاهى به طرفى مشفق باشد ، اجانب جوانب بىآنكه از او به خيرى محظوظ و به احسانى مخصوص باشند ، قضاى خواطر مغرس ولاى او گردانند ، و براح ضمير معرس هواى او سازند . و چون پادشاهى جاير و سلطانى ضاير باشد ، بىآنكه اضرار او به ذاهب و آيب رسد ، ادانى و اقاصى او را كاره شوند و به قوّت همم و تقويت نفوس قلع و قمع او را طالب . چنان كه حكيم بليناس كه مختار حكماى هند و بيضهء بلد سند بود گفته است . يونا گفت : فايدهء اين [
b
274 ] حكايت مبذول دار تا نفس ثمرهء آن بر جان نقش كند .
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 487 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور