تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
مصاحبت را ميان بايد بست ، و در آن ضرّا مساهمت از لوازم شمرد و از مواسات و مصافات اعراض نبايد كرد . اكنون چندان كه در حدّ امكان آمد ، به مناصحت تقصير نكردم و در مطارحت باقى نگذاشتم و نعوذ باللّه اگر مطلوب تو خسارتى را متضمّن است و مرجوّ تو خسرانى را رايد ، به معاضدت من كثرت آن به قلّت نينجامد و به مرافدت من رسوخ آن فتور نپذيرد . و با اين همه در اين كار در بلا و علا شريك توأم و در توقّل و انحدار يار ؛ از آنكه رايحهء راحت من نفحات تست و تسليت خاطر من نفثات تو . [
a
259 ] بيت
بىتو اى كام دل من كامگارى چون كنم * بىتو بر نفس عزيز خويش خوارى چون كنم
آزادچهر گفت : از تو مبتغاى من آن است كه حجج موانع خويش از ميانه بردارى ، و علّت تأنيب و تنكيب زايل گردانى ، و حاذ تكليف را سبك‌تر كنى و كلف بىوجه را نفى فرمايى . و چون مشاركت را متأهّب شدى و مساهمت را ميان بستى ، نخست غمام غموم خويش منقشع گردان ، و صفو نيّت در طلب غرض من ظاهر كن و به دعاى خير مدد ده ، كه دعا را اثرى تمام است اندر نفوس مردم و هم اندر ادوار فلكى و هم اندر طبيعت عالم . و آن بر سه وجه آيد : يكى آن است كه اصحاب حيل كنند چنان كه نير نجات و اصناف تمويهات و انواع تلبيسات ؛ و دوم غايت تضوّر و وفور تخشّع ، و آن دعا است ؛ و سيم نظم و تشبيه و مثل و قول كه استعمال كنند و آن در اشعار و خطب تعلّق دارد . ايرا گفت : چون راى تو بر اين عزيمت مصمّم شد و قصد تو سوى مقصود درست گشت ، اعجاز آن به هوادى نظام مقرون باد ، و بدايت آن به نهايت التيام موصول . اسباب نهضت مهيّا گردان . ايزد تعالى كاس اين التماس ترا مهنّا گرداناد . آزادچهر او را وداع كرد و گفت : شعر
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 462 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور