وسايط مشهور مشمول . كه ظفر بر اين مراد و نصر بر اين مرتاد به مساعدت جد و مرافدت توفيق ميسّر توان كرد . جدّك لا كدّك . و بدانكه هركه را عملى باشد و استعمال آن به واسطهء اصابت راى و ذريعت تأنّق ممهّد نگرداند ، جاهل لئيم و رعاع زنيم را بر او ترجيح بود ، و نبايد كه از اين مباحثه و اطناب من در اين مناظره خاطر تو مستوحش گردد كه هرچند وفور قدرت و وقور حرمت مرد اندر قلّت مقالت است ، امّا سموّ مناقب و صفاى مشارب اندر كلام مفيد بايد دانست .
آزادچهر گفت : بدانكه چون حزم اطراف خاطر را در ضبط آرد و فراهت اقطار ضمير را فرو گيرد ، مرد جبان گردد و از تحصيل مراد محجم شود . و چون جزم از حدّ تجاوز نمايد به تهوّر انجامد . و چون محبّت يك چيز غالب شود ، به وله و بله كشد . و از اين جهت گفتهاند كه : هرگاه كه خاطر را به چيزى صغوى تمام باشد و محبّ خود را بر عادت معهود نتواند داشتن ، در سمط مجانين منخرط شود و در سلك معاته انضمام ياود ، و مردم از امتضاض مهمّات و اهتضاض ملمّات تا آنگه احتراز نمايد كه ذمّ و رمّ آن او را معلوم گردد ، و به كظم و هضم آن راضى شود . من نيز به جدب و خصب و سنا و عناى اين كار راضى شدم و به خطارت و حقارت آن تن دردادم .
تو نيز همّت بر اين عزيمت مقصور گردان و شدّت توهّم و صعوبت [
a
258 ] توخّم از صحيفهء ضمير به طلاسهء رضا پاك كن كه همم را در صلاح و فساد مهمّات مدخلى عظيم است و در رمّ و هدم اثر تمام . خصوصا مهمّى كه به رفع و خفض اشتراك دارد كه گفتهاند : لا يرحلنّ رحلك ما ليس معك . و شنودهام كه به بلاد هند مردم را به وهم هلاك كنند و به وهم حرض و مرض را زايل گردانند و رمض و مضض را زيادت كنند .
و حكما دانند كه نفوس را بر يك نفس تسلّط باشد ، و چون از يك نفس متأثر شود ، اثر در طبيعت خود كند و طبيعت را امّا محرّض شود و امّا مانع . همچنان كه اوهام و دول اثر اندر دور زمان كنند و زمان اثر اندر شقاوت و سعادت كند به