سوار از او در خوف تنكيل و بيم تكبيل باشد . و از اين جهت ارباب فضايل و اصحاب فواضل گفتهاند كه : عقل ذاتى و حزم غريزى اگرچه اندك باشد ، به از فضل عرضى است ، و اگرچه بسيار بود ؛ [
a
257 ] كه عرضى به ادنى عارضه زايل شود ، و ذاتى را انفكاك متصوّر نگردد . پس به عقل غريزى اقتباس تجارب توان كرد .
و من از عنايت ايزد تعالى چندان فطانت و طبانت حاصل كردهام و چندان وراعت و براعت اكتساب نموده كه به يك لمحه بر غوامض احوال واقف شوم و به يك لحظه بر عوايص ضماير مطّلع گردم . و تو يقين بدان كه من بر قدر استطاعت بر خود تكليف نهم ، و آن شغل تكفّل نمايم كه از عهدهء آن بر حسب ارادت بهدر توانم آمد كه اين استهداف نه بر گزاف مىنمايم ، و اين استعراف نه از سر جهل پيش مىگيرم . چه كافل كامل آنكس است كه اوّل مخرج بيند آنگه مدخل طلبد . و بر قدرت و فتور و قوّت و قصور خود عارف باشد . من عرف نفسه فقد عرف ربّه . و هركه مواعظ عقلا را نصب عين و تسبيح خاطر سازد در آنكه گفتهاند كه : هركه بر كيفيّت خود مطّلع شد و حقيقت نهاد خود او را معلوم گشت ، هرگز از ازراى اراذل و اغواى اناذل مضطر نگردد و از اهانت حزب جهل و ازدراى طايفهء نااهل مضطرم نشود . و قدما گفتهاند كه : محافظت احوال ماضى سبب تنوّق و صيقل خرد است .
ايرا گفت : كمال كفايت تو ظاهر است و وثوق بر فراهت تو بغايت ؛ و اعتماد من بر انهضام مراد تو راسخ . امّا احتياط من از آن است كه عقلا گفتهاند كه :
ملاحت اندر حسن و لطافت اندر طبع و بركت اندر مال و انفاق اندر سعادت و اصابت اندر مهمّات ، به بذل مال و سعى حال و مزيد جدّ و مزيّت جهد تعلّق ندارد . و عاقل بر طالب راغب آنگه ايمن شود [
b
257 ] كه جوياى مهمّى بود كه جز به جهد و درايت به ضبط نيايد ، و جز به واسطهء فكر صايب و جدّ غالب مهيّا نگردد . و مطلوب تو نه آن است كه بدين اسباب مذكور محصول شود و بدين