نجر وحتّ آن اعوجاج از او زايل نشود . مىترسم كه اين سوداى فاسد ترا در لجّهء بوار اندازد ، و اين امنيّت باطل ترا در وحل خسران كشد .
شعر
تروح و تغدو فى المطالب آمنا * و عمّا قليل لذّة العيش تسلب
اين تقلّد عهدهء عظيم است و اين مهمّ تكفّل صعب ، و اعراض از عادت معهود مشكل . و از اين جهت فضلا گفتهاند كه : بايد كه اطفال را بر اخلاق مهذّب دارند ، بعد از آن بر تحصيل تحريض دهند كه اخلاق بىتمييز مفيد نيايد . و ظاهر است كه ترك اخلاق [
a
256 ] بر اطفال سهلتر از تعلّم علم است و تعلّم علم بر جوانان سهلتر از ترك اخلاق . نبايد كه در اين ورطهء هايل خوض فرمايى و از عهدهء اين مهمّ فخيم و امر عظيم بيرون نتوانى آمدن . پس كاس خذلان را به ارادت خود تجرّع نموده باشى و خود را به ضيم اختيارى و هيم طبيعى مأخوذ گردانيده .
شعر
كأنّك قد أيقنت أن لست راحلا * و أنّ الرّدى فى حبل غيرك يحطب
آزادچهر گفت : اگر در روز سيرت من در اين مدّت الفت جدّ نموده و خبو ضمير مرا در سلك امتحان كشيده و صبر من در تحمّل طوارق و دواير و بوايق و نواير ديده ، بر من واثق باش كه مشايحت من در اين اقدام مفيد خواهد بود و مصالحت من در اين معرض مربح خواهد گشت .
و بر تو پوشيده نمانده باشد كه حصافت مادرزاد ، چون اسب رياضت يافته بود كه سوار به وقت كرّ و هنگام فرّ به هر جانب كه خواهد ، او را تواند گردانيد ، هرچند كه مدّت جمامت او امتداد يافته باشد ، و بطر آسايش او را بر ركز و نكز داشته . امّا رياضت اوّل او را بر ارادت سوار دارد ؛ و امّا كرّهء جموح كه از حليت رياضت عارى بود ، تا او را در مشقّت ركوب و ثقل بار متعوب دارى ، از غايت عقر و ثقل وقر خود را رياضت يافته نمايد . امّا چون روزى چند قرين راحت و رهين استراحت باشد ، حالى توسنى ظاهر گرداند و حرونى و جماحت پيش گيرد ، و