تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
سيرت و نذالت سريرت فريضه شناسد ، و عرض او را از توعّر و توغّر صيانت كند ، و خصايل او را در حضور و غيبت او به زيور مدح موشّح دارد و شمايل او را حليت ثنا و ابها دهد و سخن خود را در ضمير او به صدق مركوز گرداند ، و هيچ مهمّى بىاعلام و اجازت او به امضا نرساند . و بايد كه جهت مزيد جلال و مزيّت اقبال او در ايصاد مهالك و ايكاد ممالك قيام نمايد ؛ و بايد كه انعام او را بر خدمت خود ترجيح نهد ، اگرچه حقوق خدمت او [
a
254 ] زيادت باشد ، بايد كه آن معنى ادانى و اقاصى را معلوم بود ، و با پادشاه چنان زندگانى كند كه اگر به تأرّث مشتى عاتى و سعايت حزبى غابى ضمير نضير پادشاه متغيّر شود ، به واسطهء خدمت سابق و توقّع عبوديت لاحق ، فساد به صلاح انجامد و آن عثار به عثور پيوندد و آن تعفّر به تصدّر كشد و پادشاه به حقوق او عارف شود كه گفته‌اند : الخيل أعرف بفرسانها . و بايد كه هرچه در معنى نفع و ضرّ و ايادى و عوادى از پادشاه شنوده باشد آن را بر صحيفهء خاطر و لوح ضمير نقش كند ، تا اگر روزى از او اقتراحى فرمايد ، بىتفكّر و تدبّر عرض دهد . و اگر از حوادث آسمانى و بواعث انسانى ضجر بود ، تجهّم را به خود راه ندهد ، و همگى همّت بر استماع اشارات پادشاه مصروف گرداند ، و از جواب بىوجه و انتداب نامرضى احتراز كند . و بايد كه اگر خطايى از تو صادر گردد ، اگرچه به درن قصد ملوّث نبود ، در ترحيض آن به طريق استعذار استقلال نمايى و صلاح خود در اصلاح آن دانى ، اگر غطاى عفو بر آن سهو كشد ، به شكر آن اسجاح رطب اللّسان باشى ، و اگر از شهور تهوّر آن تضرّع قبول نكند و مجال ابقا مسدود دارد ، به شكايت مشغول نشوى ، و به حضرت پادشاه فال بد نزنى اگرچه مقتضاى وقت آن فال باشد . و هر مهمّ از مهمّات عظام كه بفرمايد ، در حال به اتمام مراسم استبداد نمايى ، و اگر او را از تسلّط خصوم و استحواذ اعادى نبوتى افتد ، خدمت زيادت گردانى و به هر وجه كه توانى در ارتضاى خاطر او بكوشى ، و كلف خود و
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 454 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور