تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
مخرج را پيش نظر آرد . لاجرم به واسطهء آن عثور از عثار ايمن باشد ، و به ذريعت آن حزم از هزم محروس . و مرا چنان معلوم شده است كه زبان از الماس تيزتر و از شمشير عضب‌تر است . از آنكه مار نضناض را با آن سمّ قاتل و ناب مهلك و عداوت قديم ، مارافساى به لطف زبان از سوراخ بيرون آرد . پس هر آينه تودّد و توحّد مردم خود را زودتر مرغوب و موموق گرداند . ايرا گفت : معانى ايعاظ و تلفيق الفاظ تو از سفه و عبث مصون است و مشعوف خرد و معروف ذكاء ، ليكن بعضى از مردم آنند كه خطا از صواب و خطاب از عتاب نشناسند و بعضى مميّزاند كه ردّ شبه واجب دارند ، و درّ ثمين را در سلك قبول كشند ، و آن از فيض حصافت و شمول شهامت باشد ، و بعضى آن باشند كه وجود و وجوه شرّ بشناسند و ليكن ايشان را قوّت ترك و برك صدود نباشد . ايشان نيز در سمط كفات منخرط باشند . امّا ايشان مغلوب حرص و مجلوب طمع بوند . احتياط من از آن است كه باشد كه عقاب مميّز نباشد ، و اگر او را تمييز بود ، از غايت تهوّر ترك ايذا او را دامنگير نيايد ، و يا از آن طايفه باشد كه فضيلت و صنيعت را نزديك او مقدار نباشد ، و با شيمت رذيل و عادت نذيل از آنان باشد [
b
246 ] كه ارباب درايت و اصحاب كفايت را دشمن دارد . و پادشاه كه اسير حسد و حقير جهل بود ، از عرفان صواب قاصر باشد و تعلّم را كاره . اگر بدين صفت ذميم و طبع سقيم بود ، لطافت گفتار تو با وى همچنان بود كه زعفران در معلف خر كنى و مرواريد در پاى شتر ريزى . دست از حصول فضول بدار و صورت زيادت‌طلبى را پى كن . بيت
چون تو تنها نشينى از سر و بُن * با خودت هرچه آرزو مىكن
و فضلا گفته‌اند كه : سخن اگرچه به معانى بكر و لطف غريب موشّح بود ، چون قايل به خمول منسوب باشد و به ذبول معروف ، در مستمع مؤثّر نشود . عزّ الكلام بقائله . ياقوت احمر مقبول عالميان و مقصود جهانيان است . چون در