تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
مقهور تواند كردن ، ما نيز هر آينه در اين حادثهء ناكب و واقعهء كارب استبداد توانيم نمود ، و دفع مكاره خصم را مستعدّ توانيم شد ، و جزاى فعل ذميم و مكافات حركات نامستقيم او به دو توانيم رسانيد . تلك بتلك عمرو . پس شهريار فرمود كه در اطراف ممالك لشكرگاه حصين و ملجأ متين به دست آريد تا از اقطار بلاد جمله علف آن جايگاه بريم ، جهت آنكه چون علف بر خصم تنگ شود ، اما به مصالحت راضى گردد و اما به عودت تأوّب نمايد . چون شاه پيلان در ولايت شير آمد ، هنج را احوال تدبّر و تدثّر شير معلوم بود . روى به شاه پيلان كرد و گفت : اگرچه نصايح بنده موافق راى رزين و مطابق صغو خاطر مبارك نمىآيد ، مرا از اعلام مصلحت و تنبيه از خواب غفلت چاره نيست كه حقّ نعمت مستحثّ اخبار مىباشد و مكافات ايادى محرّض عرض احوال عاقبت . اكنون كه اعلام منصور ، از انتكاص مصون باد و از انتكاس محروس ، به ولايت خصم خراميد ، جمّع جراميزك ، سكّان اين اطراف را استمالت [
a
213 ] فرماى و رهبت ايشان را به امن و امانى بدل گردان ، تا خصم از آن متلدّد و متهزّع شود ، كه دشمن چون در حركات و سكنات تو مجال تغافل و تجاهل مسدود بيند ، روع او زيادت گردد و لوع او به غايت رسد و آثار قهر او و ظفر تو شايع شود . چه عقلا را معلوم است كه مناوات دشمن و معادات خصم از معظمات امور است . غلبهء بدخواه مدفوع نگردد الّا به يمن شطارت و عون ثبات . چه مايهء تسلّط ، امّا از كثرت لشكر و امّا از بذل جدّ و امّا از ترصّد فرصت و معرفت وقت هجوم باشد ، سپاه خداوند از آن خصم بيشتر است . نبايد كه تعضيل عساكر سبب وهن مبارزان و موجب تكاسل مردان گردد . بايد كه ثبات تو در حرب اعناق لشكر و اساطين دولت را معلوم باشد ، و بايد كه ترتيب لشكر و تعبيهء مصاف به راى رزين تمهيد فرمايى ، كه تعبيهء مصاف سبب ظفر و رايد نصر است ؛ و بايد كه در لشكرگاه علف موجود بود و از عوز محروس ، تا لشكر از طلب فارغ باشند و از جستن مرفّه ؛ و بايد كه مردم ولايت از منافات ايمن گردانى و از خطف