تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
مستعدّ كار باشند تا پيادهء صفوف اعدا را از مصادمت باز دارند . يكى در آن وهلت كه لشكر تو از مناصبت دشمن اعراض نمايند و از صولت خصم احجام كنند ، ايشان را به زودى به مواعد معهود بازآرند ، و ديگر در آن وقت كه خصم عزم غلبه كند و قصد تهجّم ، بايد كه جمله پيادگان را به هم دارى ، و از تفرّق و تشتّت صيانت كنى . و اگر اندر لشكر دشمن سوار بيشتر باشد و از آن تو پياده ، معركه تنگ و حصين اختيار كنى و يمين و يسار به پيادگان تفويض فرمايى ، و سواران از پس پشت ايشان بدارى و صف راست كنى ؛ و پيادگان را منع كنى از آن كه در وقت هزيمت بر اثر دشمن روند ، و از پس سواران پيادگان مرتّب دارى تا از مغافصهء كمين ايشان را محروس دارند ، و نصير ميمنه و حصير ميسره باشند ، و چون بكلّى حمله را متأهّب شوند ، سواران به راست و چپ دشمن درآرى ، و پياده را هم بر آن‌گونه تعبيه فرمايى . و اگر لشكر دشمن همه سوار باشند و از آن تو همه پياده ، بايد كه معركه‌اى حصين اختيار كنى ، چنان كه از اقتحام لشكر خصم لشكر ترا تشتّت [
a
210 ] نباشد . و اگر جاى متين و موضع رصين نيابى ، صف لشكر مدوّر گردانى و طوايف رزم آزمودگان را و نفع و ضرّ ديدگان را مقدّم دارى . و اصحاب جهل و زمرهء نااهل را در ميان دايره آرى و سلاح خصم را ببينى كه به چه ذبّ شود ، بدان ممارست نمايى . چون ترتيب كار و تمهيد احوال چنين رود ، توقّع تغلّب و اميد تسلّط بايد داشت . اگرچه ظفر به اتّفاق آسمانى و مواتات اقدار تعلّق دارد ، امّا در چنين حالت به مصالحت راضى بايد بود . و اگر ترا لشكر سوار باشد و از آن خصم پياده ، بايد كه لشكر خود را جوق‌جوق گردانى و از يكديگر دور دارى ، و هر جوقى را به شجاعى عاقل و مبارزى كامل تسليم كنى ، و لشكرگاه از دشمن دور زنى . و چون هنگام محاربت باشد ، وصيّت كنى تا حمله متواتر دارند تا پيادگان دشمن متعوب شوند و خواطر ايشان از تعاقب حمله مضطرّ گردد . و اگر هر دو لشكر پياده باشند ، صف خويش لايق جايگاه و موافق معركه سازى ، و يك جانب را چنان به