تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
فامّا إسار و منّة و امّ * ا دم و القتل بالحرّ أجمل [ b 201 ]
و نام جستن بر هشت وجه است : يكى آنكه اساطين دولت دشمن و عرانين حضرت خصم با تو موافق شوند ؛ و دوم آنكه با دشمن قواعد مصافات و شرايط مؤاخات ممهّد گردانى و با وى تودّد و توحّد به كمال رسانى تا از آن اتّحاد تهدّد و تلدّد به دشمن راه يابد ؛ سيم آنكه اگر لشكر خصم رهين فقر و قرين املاق باشند ، ايشان را به انعام و اكرام با خود گردانى ؛ چهارم آنكه به هر وجه كه توانى اعوان خصم و انصار دشمن را از او فروگشايى ؛ پنجم آنكه ميان خصم و لشكرش تأرّث به جايى رسانى كه طباع را از يكديگر استنفار و استنكار حاصل گردد ؛ ششم آنكه ميان لشكر خصم تعصّب و تكثّب اندازى ؛ هفتم آنكه به مناغات بسيار و مراعات فراوان مقرّبان حضرت خصم را بر ابادت او تحريض دهى ؛ هشتم آنكه معركه جايى را سازى كه التجا را شايد و خصم را از قلع تو يأس حاصل شود ، تا به وسايل اين مقدّمات رغايب اقبال و غرايب جلال به تو محيط گردد ، و رياض ارادت تو به ازهار سعادت و اسعاف انوار طلبات موشّح شود . و بنده را اندر اين مهمّ هايل و واقعهء مهيب آراى صايب و افكار لطيف هست كه فوايد آن هزيمت دشمن و ظفر دولت را شامل است . امّا تقرير آن در مجمع عام و محفل طوايف مردود عقل و مبغوض حزم است . اگر راى عالم آراى اقتضا كند ، خلوت فرمايد و ارباب كفايت و اصحاب كياست را جمع كند ، و غوامض ضماير و بواطن سراير هركس در اين حادثه معلوم راى مبارك خود گرداند ، كه افلاطون مىگويد : المشورة تريك طبع المستشار . چون خلقت متفاوت افتاد ، فطنت و فكرت متفاوت باشد ، كه عقلا گفته‌اند : نظام مهمّات به نتايج خواطر ارباب [
a
202 ] الباب تعلّق دارد ، و به سبب آنكه بنده خامل الذكّر است و مجهول نسب و انتما به طرف معروف ندارد ، التفات به سخن او كمتر رود و ليكن ، شعر
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 363 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور