تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
شاه منجّمى داشت عالم دقايق احكام و عارف حقايق اجرام . شدّت مقابله شناخته و ضرر تربيع دانسته . از او پرسيد كه روزى مسعود اختيار كن تا به يمن ستارهء سعد انتقال رود . منجّم پرسيد كه : طالع مبارك چيست و مدّت عمر ملك چند باشد ؟ چه احكام نجوم موقوف است بر عرفان طالع و شناخت ساعت مسقط النطفه . شهريار گفت : مدّت عمر من بيست روز است . منجّم گفت : حلول نوايب و نزول شوايب حيرت را به خاطر عاطر راه داده است كه اين معنى بر لفظ اشرف مىرود ، و اگرنه عمر عزيز بيش از چهل سال باشد . شهريار گفت : اگر عمر به نجح مراد و ضبط مطلوب است ، مرا بيست روز است كه به شهريارى موسوم بودم ، و اگرنه آن باقى عمر را از حساب حيات و اسباب زندگانى نبايد داشت . اين مثل بدان ايراد افتاد كه مرد داهى به وقت ذلّ و استخفاف و فقر و بيمارى و ضعف پيرى ، مرگ را به طبع و طوع خواهان باشد ، از آنكه عقلا گفته‌اند : فقر و مرض و خوف و پيرى صعب‌تر از مرگ است . و پارسيان گفته‌اند كه : سه چيز است كه ناخورده تن را مفيد باشد : يكى كثرت اموال ، و دوم نظام حال ، و سيم سلوت بال ؛ و سه ديگر آن است كه ناخورده سبب قحول جسم و نحول ذات شود : يكى كمادت خاطر ، و دوم علّت بدن ، و سيم تفكّر نامرضى . و با اين همه از سر نام و طلب صيت ، خود را در شرك هلاك انداختن اوليتر است از تحمّل خزى . شعر
يريد بك الأعداء ما اللّه مانع * و سمر العوالى و الحديد المذرّب
و بر ما واجب است كه به اتّفاق مستعدّ كار و متأهّب كارزار شويم و با [
a
199 ] خصم مهابذت به كمال رسانيم و منابذت بغايت پيونديم . يا آن است كه ظفر ثمرهء مجاهدت گردد و يا معذور گشته ، در مضمار ضرر به فنا رويم و مثوبات سعى جميل از رحمت بارى توقّع داريم كه امير المؤمنين على فرمايد : ردّ الحجر من حيث أتاك فإنّ الشّرّ لا يدفعه إلّا الشّرّ . و اگر از موافقت روزگار و مساعدت ايّام بر خصم تسلّط يابيم ، و سعى ما سبب قهر ايشان گردد ، ميان جهانيان ما را مباهات