فرمايى . و نيز طلب محاربت با كسى كه او هر روز بر زيادت باشد و از آن ما هر روز به نقصان ، صعوبتى تمام دارد به دو وجه : يكى آنكه اگر هزيمت بر ايشان افتد ، از صدمت شاه و صولت بارگاه نكبت ايشان اندك باشد ؛ و اگر نعوذ باللّه فترت به جناب مبارك راه يابد ، اشجار آن ديار به قصف و عصف ما استبداد نمايند و قهر ما را متأوّب شوند ؛ و همّت خصم بر مقاتلت مقصور باشد و از آن بندگان بر فرار موقوف . و نيز لشكر او از بهر فرزندان و دوام مال و صيانت اسباب جهد مبذول دارند ، و مرگ را بر حيات و تجرّع شربت ارتعاص را بر ترويج مناص ترجيح نهند . و هر مهم كه احوال آن بر اين نمط تمهيد ياود و خواتم آن بر اين سياقت مشاهدت افتد ، بجز اصحاب ضرورات در آن خوض ننمايند .
و بدانكه هركس كه بر نوع خويش امير شد و اكابر و اصاغر را در ربقهء طاعت و مشايعت آورد ، بايد كه شكر آن عواطف را از حضرت عزّت التزام نمايد تا آن نعمت ممكن متمكّن شود .
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ .
و خداوند از موافقت روزگار و مواتات ادوار بر همه پيلان سلطنت دارد ، و جمله [
b
196 ] مطيع اوامر و منقاد نواهىاند و شاه مقصود عالميان و محسود جهانيان شده است . نبايد كه حرص مفرط مستحثّ اذعان شيران آيد . و من بنده در اين مباحثه كه مىرود و در اين مناصحت كه ايغال مىنمايد ، غايت اشفاق و كنه اخلاص ظاهر مىگرداند ، و حقّ نعمت كه در ضمير راسخ است شايع مىكند . و اين معنى نتيجهء احسان سابق است كه خداوند مبذول فرموده است . و اميد مكارم راى عالى كه بدان لاحق گردد ، نبايد كه راى عالم آراى حمل آن بر هيعت و جبن و توقّى از تجرّع كاس بأس فرمايد . و معلوم است كه پدر در زجر فرزند و تعريك او مبالغت نمايد نه از بغض و عداوت است ، بلكه از كمال رفق و شمول عاطفت ، همچنان كه طبيب حاذق كه بيمار را از تلذّذ آرزو و تناول اشتها منع كند ، حمل آن بر غايت رؤف و حسن نظر بايد كرد ، جهت آنكه صلاح بيمار در آن ردع است و فلاح او در آن منع .
و مرد كافى آن كس است كه به كارى شروع نمايد كه اگر مهيّا گردد ، تاريخ مفاخر